تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 376

مساهمون:

ص٣٧٦
بت‌ها برپا داشتند و آن‌ها را پرستيدند ، و پرستش خداوند عزّوجلّ را رها كردند . خداوند الياس را به پيامبرى برايشان فرستاد ، و او الياس بن‌يسىّ بن‌فنحاص بن‌عيزار بن عمران بن‌هارون است . برنامهء پيامبران پس از موسى تجديد احكامى از تورات بود كه مردم ، فراموش كرده يا از بين برده بودند . » « 1 » شمس‌الدّين علقمى اين حديث را مىآورد كه پيامبر فرمود : « من در دنيا و آخرت نسبت به عيسىبن مريم ، شايسته‌ترين مردم هستم ، ميان من و او پيامبرى نيست . » . آنگاه در شرح آن گويد : « دربارهء جملهء ميان من و او پيامبرى نيست ، در الفتح گويد : اين را چون گواهى آورده است براى اين جمله كه حضرتش نزديكترين مردم به اوست ، و به آن استدلال كرده است كه بعد از عيسى كسى فرستاده نشده است جز پيامبرمان صلّى اللَّه عليه و سلم . » امّا در اين كلام بحثى است ، چون وارد شده است كه سه فرستاده‌اى كه به مردم آن شهر فرستاده شدند ، كه داستانشان در سوره‌ى يس آمده است ، از پيروان عيسى بودند و جرجيس و خالدبن‌سنان ، دو پيامبر بعد از عيسى بودند . در پاسخ مىگوييم : اين حديث ، مطلب ياد شده را تضعيف مىكند . اين حديث بدون ترديد صحيح مىباشد و در غير آن ترديد است . يا مراد اين است كه بعد از عيسى كسى با شريعتى مستقل برانگيخته نشد ، بلكه خداوند ، پس از او كسى فرستاد كه شريعت عيسى را گزارش كند . بايد دانست كه داستان خالدبن‌سنان را حاكم در المستدرك از حديث ابن‌عبّاس نقل كرده است ، و نقل‌ها دارد كه آن‌ها را در كتابم درباره‌ى صحابه ، در شرح حالش گرد آورده‌ام . » « 2 » 7 - 3 . ادّعا كرده‌اند كه حضرت هارون عليه السلام بعد از حضرت موسى عليه السلام در نبوّت مستقل بود . اين ادّعا كه براى رفع اشكالِ ورود نقض بر حضرت هارون عليه السلام در پى بركنارىاش از خلافت ، مطرح مىكنند بسيار ضعيف است ، به گونه‌اى كه فخر رازى كه خود پايه‌گذار آن است ، آن را قطعى ندانسته است . آنان سخنِ ياد شده از او گرفته‌اند .
هامش
( 1 ) . العرائس : 252 . ( 2 ) . الكوكب المنير شرح الجامع الصغير ( خطى ) .