بنىاسرائيل تفرقه انداختى و گفتهى مرا مراقبت نكردى ، از او ترس داشت و فرمانبردارش بود . » « 1 » همينگونه در كتابهاى « العرائس » و « عقد الجمان فى تاريخ اهل الزّمان » آمده است .
5 - 3 . حضرت يوشع خليفهى حضرت موسى بعد از ايشان بود ، با اين كه خود پيامبرى از پيامبران بود . در حضرت يوشع جمع شدن خلافت و نبوّت ممكن شد ، و پيامبرىِ او مانع خلافتش از حضرت موسى نگرديد . به همين ترتيب حضرت هارون - اگر بعد از حضرت موسى زنده مىماند پيامبرىاش مانعى براى جانشينى حضرت موسى نمىشد .
به همين اندازه ، براى اهل خرد بسنده است .
6 - 3 . پيامبران پس از حضرت موسى عليه السلام همگى برانگيخته شدند تا حقايقى از احكام تورات را كه بنى اسرائيل فراموش يا رها كرده بودند تجديد و احيا كنند . لذا همگى پيرو شريعت حضرت موسى عليه السلام بودند . و اگر زنده ماندن حضرت هارون عليه السلام مقدّر شده بود ، او هم پيامبرى چون آنان بود و پيامبرى مستقل نمىبود . پس آنچه آوردهاند ، فرو مىريزد .
اين نكته كه پيامبران پس از حضرت موسى عليه السلام با شريعت حضرت موسى برانگيخته مىشدند نه با شريعتى مستقل ديگرى ، متن نوشتههاى آنان است :
ثعلبى گويد : « خداوند متعال فرموده است : « و إنّ إلياس لمن المرسلين » تا پايان داستان . ابناسحاق و علما و محدّثان گويند : هنگامى كه خداوند متعال حضرت حزقيل عليه السلام را قبض روح فرمود ، بدعتها در بنىاسرائيل رو به فزونى نهاد و ميانشان فساد ظاهر شد ، و پيمانى را كه تورات براى آنان نهاده بود ، فراموش كردند ، تا آنجا كه
هامش
( 1 ) . الدرالمنثور 5 : 594 .