تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 369

مساهمون:

ص٣٦٩
فساد و نادرستى آن را ، در يكى از مجلّدات اين كتاب توضيح داده‌ايم ، به آن رجوع فرماييد . مثال زدن به عادت پادشاهان رفع اشكال نمىكند

2 - دهلوى مىگويد : چون وقتى پادشاهان از كاخ سلطنتى خارج شوند ، جانشينان

و محرم اسرارشان را جانشين خود مىكنند . آنگاه كه باز مىگردند ، قهراً آن جانشينى قطع مىشود و گفته نمىشود كه بر كنارشدند ، و كسى اين كار را اهانت به آنها نمىشمارد . گويم : ستاره‌هاى پروين كجا و زمين كجا ؟ مرواريد كجا و سنگريزه كجا ؟ بعلاوه حضرت موسى عليه السلام بدون هيچ قيد زمانى حضرت هارون عليه السلام را جانشين خود در قومش گمارد و جمله‌اى جز « اخلفني في قومي » به او نفرمود . اين حالت در رؤسا و پادشاهان نيست ، چون اغلب ، هنگام بيرون رفتن ، فردى را بطور مطلق جانشين خود نمىكنند ، بلكه آن جانشينى مقيّد و فقط محدود به آن سفر است . لذا بركنارى بر آن جانشين صدق نمىكند ، زيرا با رجوعشان آن نيابت و خلافت منقطع مىشود . اگر فرض شود كه رييسى يك نفر را جانشين مطلق خود بدون قيد و زمان كند ، سپس آن جانشينى را قطع كند ، آن خليفه از نظر لغت و عرف بر كنار شده است ، و انكاركننده قطعاً عناد دارد . اگر پذيرفتيم كه قطع كردن كار خليفه‌اى كه خلافتش به وقتى از زمان‌ها مقيد نشده است ، مستوجب اهانت در حقّش نمىشود ، اين فقط به دليل اختلاف در مراتب اهانت و نفرت انگيزى است ، چون بعضى كارها هم موجب اهانت نسبت به پيامبران مىشود و هم پادشاهان ، اما برخى امور به معناى توهين نسبت به پادشاهان و بزرگان اهل دنيا نيست ، در حالى كه قطعاً براى پيامبران و ائمّه چنين است ، چون كاملًا واضح است كه مرتبه‌ى آنان از مرتبه‌هاى پادشاهان بالاتر است ، و آن‌چه براى پادشاهان و وزيران ، دوركننده و نفرت‌انگيز است ، مسلّماً براى پيامبران و ائمّه نيز نفرت‌انگيز است ، لكن عكس آن صادق نيست . خلاصه : اگر فرض شود كه قطع شدن كار ، موجب اهانت به وزيران و جانشينان