جدلوبحث نمىپذيرد .
داوود قيصرى متوفّاى سال 751 ، از بزرگان علماى عارف پژوهشگر نزد آنان است . اين نكته براى كسى كه به شرح حالش در كتاب الشقائق النعمانية 1 : 70 و غير آن رجوع كند ، مخفى نخواهد ماند .
همچنين عبدالرّحمان جامى متوفّاى سال 898 از مشهورترين عارفان و اديبان است . شرح حالش را در البدر الطالع 1 : 327 ، شذرات الذّهب 7 : 360 و كتابهاى ديگر مىيابيد .
2 - 1 . براى حضرت هارون عليه السلام مرتبه و مقام اجراى احكام حاصل شد ، بدان روى كه حضرت موسى عليه السلام او را جانشين كرد ، و اين بيان صريح فخر رازى است . پس اگر اين جانشينى منقطع است ، با قطع شدنش استمرار آن مرتبت جديد نيز كه بر اساس آن حاصل شده است ، قطع مىشود ، پس حكمهايش اجرا نمىشود و رياستش كاربردى ندارد و آن مقام و شرافت و الا و عظيم از او گرفته مىشود ، و بى ترديد ، به هتك حرمت و تحقير و عيب جويى و سرزنش مىانجامد ، چه اطلاق « بركنارى » براى آن درست باشد يا نادرست ، چون نزاع در اسم و عنوان نيست ، بلكه در حقيقت و دارندهى عنوان است .
3 - 1 . دهلوى در اين مورد كه عنوان « بركنارى » براى « قطع شدن عمل و خلافت » صحيح باشد ، ترديد دارد . امّا بيان صريح ابنتيميه اين ترديد را دفع مىكند ، با آن كه سخنش لبريز از بغض و دشمنى نسبت به حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام است . وى « بركنارى » را بر قطعشدن خلافت اطلاق كرده ، آنگاه كه مستخلف از مسافرتش باز گردد . و اين متن گفتهى اوست :
« و گفتهاند : چون او را از مدينه بر كنار نكرد .
گوييم : اين باطل است ، چون وقتى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم برگشت ، به صِرف بازگشت ، على
خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 366
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص٣٦٦