استفهامى است ، و استفهام ، استدعاى وقوع و تحقّق ندارد . پس ممكن است كه امام عليه السلام اين جمله را براى روشن شدن بطلان گمان منافقين و اثبات دروغ فتنهانگيزان گفته باشد ، تا از زبان پيامبر امين و خاتمالنبيّين صلى الله عليه و آله روشن گردد . لذا گفته است : آيا مرا در ميان زنان و كودكان به جا مىگذارى ؟ ايشان صلى الله عليه و آله پاسخش دادند كه : تو نسبت به من در جايگاه هارون نسبت به موسى هستى .
اين پاسخ پيامبر صلى الله عليه و آله بدون توجّه به اثبات ديگر منزلتها ، منزلت خلافت هارونى را براى مولايمان اميرالمؤمنين عليه السلام ثابت مىكند . دهلوى نيز به اين اعتراف مىكند و گويد : « يعنى همانگونه كه هارون جانشين موسى بود وقتى كه به سوى طور رفت ، امير نيز جانشين پيامبر بود هنگامى كه به سوى جنگ تبوك رفت » .
معلوم است كه جانشينى هارون تنها در اهل و عيال نبود . به همين گونه است وضع خلافت اميرالمؤمنين عليه السلام . پيامبر به او مىفرمايد : من تو را تنها در اهل و عيال جانشين خود نكردم و از روى گرانبارى تو را در مدينه رها نكردم - آنگونه كه منافقان پنداشتند بلكه تو نسبت به من در جايگاه هارون نسبت به موسى هستى ، كه از جمله جايگاههاى آن جانشينى موسى است بر تمامىِ به جا ماندگان .
به اين بيان سخن پيامبر صلى الله عليه و آله براى دفع توهّم اختصاص جانشينى بر اهل و عيال ، راهبرى مىشود ، كه بيانگر شرافت بيشتر و بالارفتن مقام حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام نيز هست .
چون اين جمله به طور كلّى دلالت بر جانشينى او بر زنان و كودكان ندارد ، پس چگونه دلالت بر سلب خلافت او بر غير زنان و كودكان دارد ؟ و اگر اين سلب استفاده شود ، بايد از مفهوم استفاده مىشد و ثبوت مفهوم ، فرع بر ثبوت منطوق است و استفهام دلالت بر ثبوت منطوق نمىكند ، پس چگونه بر ثبوت مفهوم دلالت دارد ؟
وجه چهارم - لازمهء خاص بودن پرسش ، خاص بودن پاسخ نيست :
به فرض كه جملهى « آيا مرا در ميان زنان و كودكان بجا مىگذارى » ، اختصاص خلافت حضرتش عليه السلام نسبت به زنان و كودكان را برساند ، براى ناصبىها و پيروانشان سودى ندارد ، چون لازمهى تخصيص پرسش ، تخصيص پاسخ نيست . اگر زيد به بكر
خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 242
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص٢٤٢