بگويد : « أتملّكنى دارك ؟ » و او پاسخ دهد : « ملّكتك ما أملكه » ، اين پاسخ عام است و آن را تخصيص به پرسش خاص نسبت به « دار » نمىدهد .
وجه پنجم - پاسخ تفتازانى به اين ادّعا
تفتازانى بطلان اين توهّم دهلوى را چنين توضيح مىدهد :
« گفتهاند : پيامبر صلى الله عليه و آله هنگامى كه به جنگ تبوك خارج شد على رضىاللَّهعنه را بر مدينه جانشين خود گمارد ، و منافقان در اين باره زيادهگويى كردند . على رضىاللَّهعنه گفت : اى رسول خدا مرا با بازماندگان رها مىكنى ؟ حضرتش عليه [ وآله ] الصّلاةوالسّلام فرمود : « آيا راضى نمىشوى كه نسبت به من در جايگاه هارون نسبت به موسى باشى ، جز اين كه پس از من پيامبرى نيست » . و اين بر جانشينى او دلالت ندارد ، مانند ابنأم مكتوم رضىاللَّهتعالىعنه كه در بسيارى از جنگهايش او را جانشين خود كرد .
تفتازانى مىافزايد : بسا بتوان به اين سخن پاسخ داد كه : تأمّل و دقّت به عموم لفظ است نه به خاصِّ بودنِ سبب » . « 1 » بنابراين ، اگر مدّعاى دهلوى را كه به استناد اين جمله آورده بپذيريم ، موجب تخصيص آن حديث و فهم معناى عهد از آن نمىشود .
يكى از لغزشهاى بسيار زشت دهلوى ، آن است كه از اين جمله حضرت اميرالمؤمنين « آيا مرا به جا مىگذارى . . » پنداشته كه به عنوان اعتراض بر پيامبر صلى الله عليه و آله و جانشينى خود بر مدينه گفته است . گويى كه مىخواهد از زشتى گفتهى عمر دربارهى پيامبر صلى الله عليه و آله - كه العياذ باللَّه گفت : پيامبر هذيان مىگويد - بكاهد . . .
اين مطلب در باب المطاعن كتاب تحفه اثنا عشريه در پاسخ به ( المطعن الاوّل من مطاعن عمر ) در بارهى داستان قرطاس ، آمده است . . .
ليكن اين ادّعايى فاسد و توهّمى باطل است ، و چگونه اين سخن - با احتمال صدور آن براى اثبات دروغ فتنهى انگيزان مورد مقايسه قرار مىگيرد ، سپس از آن نتيجهگيرى مىشود كه سخن پيامبر صلى الله عليه و آله وحى نبوده است ؟ !
هامش
( 1 ) . شرح المقاصد 5 : 275 .