الاعتدال » تضعيف كرده ، سپس از ابنعدى نقل كرده كه گفته است : ما را حديث كرد محمّدبننوح ، از جعفربنمحمّد ناقد ، از ابنهارون مستملى ، از قزعةبنسويد ، از ابنابىمليكة ، از ابنعبّاس كه مرفوعاً از پيامبر آورده است : ثروتى مرا سودمند نشد ، آنگونه كه مرا ثروت ابوبكر سود بخشيد - / تا آخر حديث ، و در آن است : جايگاه ابوبكر و عمر نسبت به من ، جايگاه هارون نسبت به موسى است » .
ابنعدى گفت : ابنجرير طبرى ، از بشربندحية ، از قزعة ، مانند آن را برايمان باز گفت .
ذهبى گفت : اين دروغ است . بشر كيست ؟
سپس ابنعدى گفت : و مسلمبنابراهيم آن را از قزعة روايت كرد . ذهبى گفت :
قزعه اعتبارى ندارد و قابل ذكر نيست .
گفتم : پس بشر از عهده آن تبرئه شد » . « 1 » به علاوه ، در شرح حال علىبن حسنبن علىبن زكريا شاعر خواهد آمد كه مؤلّف او را به روايت آن متّهم دانسته و از عهدهداشتن آن نيز تبرئه كرده است .
هامش
( 1 ) . لسانالميزان : 2 / 23 رقم 77 .