گفتههاى بزرگانشان است . ابنحجر عسقلانى نكوهشهاى ابوداوود ، و عبّاس عنبرى ، و عجلى را آورده كه همگى او را به صراحت تضعيف كردهاند ، و از ابنحبّان آورده كه گويد : خطاهاى بسيار و توهّم فاحش دارد . و بزار گويد : قوى نبوده است . « 1 » امّا ابنحجر خود ، بدون ترديد حُكم به ضعف او كرده است . « 2 » ذهبى اين حديث را در جاى ديگرى نيز آورده و به دروغبودنش حُكم كرده است ، چنانكه گويد : « عمّاربنهارون ابوياسر مستملى ، از سلامبنمسكين و ابوالمقدام هشام و گروهى ، و از او ابويعلى و حسنبنسفيان . موسىبنهارون گفت :
متروكالحديث است . ابنعدى گفت : آنچه روايت مىكند عموماً حفظشده نيست . او حديث مىدزديد . محمّدبنضريس گفت : دربارهى اين شيخ از علىبنمدينى پرسيدم .
از او رضايت نداشت . سپس محمّد گفت : ما را حديث كرد عمارة غندربن فضل و محمّدبن عنبسة ، از عبيداللَّهابن ابىبكر ، از انس مرفوعاً كه پيامبر فرمود : بار الاها براى امّتم مبارك گردان در سرآغازش .
ابنعدى ، از محمّدبننوح جنديشاپورى ، از جعفربنمحمّد ناقد ، از عمّاربن هارون مستملى ، از قزعةبنسويد ، از ابنابىمليكة ، از ابنعبّاس كه پيامبر فرمود : هيچ ثروتى برايم سودمند نشد ، آنگونه كه ثروت ابوبكر به من نفع رسانيد . و به آن افزوده است : و ابوبكر و عمر نسبت به من در جايگاه هارون نسبت به موسى است .
گفتم : اين دروغ است .
ابن عدى گفت : ابنجرير طبرى ، از بشربندحيّه ، از قزعة ، مانند آن را برايم بازگفت .
گفتم : بشر كيست ؟
ابن عدى گفت : مسلمبنابراهيم نيز آن را از قزعة حديث كرده است .
هامش
( 1 ) . تهذيب التهذيب : 8 / 337 رقم 668 .
( 2 ) . تقريبالتهذيب : 2 / 126 رقم 110 .