گفتم : قزعة ارزش و اعتبارى ندارد . » « 1 » همچنين در موضع ديگر گويد :
« علىبن حسنبن على شاعر ، از محمّدبن جرير طبرى خبر دروغى كه به آن متّهم نقل كرده است كه متن آن چنين است : ابوبكر نسبت به من در جايگاه هارون نسبت به موسى است » . « 2 »
ابنحجر : دروغ و افترا است .
عسقلانى نيز با پيروى از ذهبى در چند جا ، حُكم به دروغبودن اين حديث كرده است . او گويد : « علىبن حسنبن على شاعر ، از محمّدبنجرير طبرى خبر دروغى را نقل كرده است كه او خود به آن متّهم است . متن آن چنين است : ابوبكر نسبت به من در جايگاه هارون نسبت به موسى است » .
و اين مرد را گناهى در اين مورد نيست ، به گونهاى كه روشن مىكنم . خطيب در تاريخش از علىبنعبدالعزيز ظاهرى ، از ابوالقاسم علىبن حسنبن علىبن زكريا شاعر ، از ابوجعفر طبرى ، از بشربندحية ، از قزعةبن سويد ، از ابنابىمليكة ، از ابنعبّاس ، اين حديث را روايت كرد است .
پس شيخ طبرى را نشناختم ، ممكن است كه افترازننده او باشد .
و پيش از اين سخن مؤلّف را دربارهى او در شرح حالش آوردم ، و گفتم ابنعدى حديث مزبور را كاملتر از سياقش از ابنجرير طبرى با اسنادش نقل كرده است . پس ابنالحسن از عهدهى آن تبرئه مىشود » . « 3 » ابنحجر ، همچنين گويد : « بشربن دحية از قزعةبنسويد نقل كرده و ابومحمّدبن جرير طبرى از بشر . مؤلّف او را در شرح حال عمّاربنهارون مستملى در « ميزان
هامش
( 1 ) . ميزان الاعتدال : 3 / 171 رقم 6009 .
( 2 ) . ميزان الاعتدال : 3 / 122 رقم 5816 .
( 3 ) . لسان الميزان : 4 / 219 رقم 575 .