اين را از پدرش به من خبر داد ، امّا دوست داشتم آن را از زبان سعد بشنوم . او را ملاقات كردم و به او گفتم : تو آن را از رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيدى ؟ او انگشت خود را بر دو گوشش گذاشت و گفت : آرى ، و گرنه كَرْ شوند .
2 - 49 . جابربن عبداللَّه انصارى رضىاللَّهعنه گفت : شنيدم رسول خدا صلى الله عليه و آله به على مىفرمود : « تو نسبت به من در جايگاه هارون نسبت به موسى هستى ، جز اين كه پس از من پيامبرى نيست » .
مسلم و ترمذى با اسناد خود روايت كردند : معاويهبن ابىسفيان سعدبن ابىوقاص را فرمان داد و گفت : چه چيز تو را از دشنام دادن ابوتراب بازداشت ؟
گفت : پاسخ تو ، در سه امر است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله به او فرمود بدينروى ، هرگز او را دشنام نمىدهم ، چرا كه اگر يكى از آنها را داشتم ، برايم دوستداشتنىتر از شتران سرخمو بود . هنگامى كه در يكى از جنگها رسول خدا صلى الله عليه و آله او را بهجاى خود گذاشت على گفت : مرا با زنان و كودكان بهجاى خود گذاشتى ؟ رسول خدا صلى الله عليه و آله به او فرمود : « آيا راضى نمىشوى كه نسبت به من در جايگاه هارون نسبت به موسى باشى ، جز اين كه پس از من پيامبرى نيست ؟ » . و شنيدم مىفرمود : - روز خيبر كه به يقين فردا پرچم را به مردى مىدهم كه خداوند و رسولش را دوست مىدارد و خداوند و رسولش او را دوست مىدارند . ما براى آن سر و گردن كشيديم ، فرمود : على را برايم بخوانيد . او را با چشمدرد آوردند . در چشمهايش آب دهان انداخت و پرچم را به او داد . پس خداوند بر او پيروزى آورد . « 1 »
50 - روايت سبطابنجوزى
سبطبنجوزى حديث را چنين روايت كرده است :
1 - 50 . احمد در مسند - به اسنادى كه از پيش آمد از محمّدبنجعفر ، از شعبةبنحكم ، از مصعببنسعد ، از پدرش سعدبنابىوقّاص كه گفت : رسول خدا صلى الله عليه و آله
هامش
( 1 ) . مطالبالسؤل فى مناقب آلالرّسول : 47 .