و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله اسامه را بر ايشان امير ساخت و اين خود دليل است كه اسامه از ايشان افضل است ، و بر على عليه السّلام كسى را امير قرار نداده و على عليه السّلام از اسامه افضل است .
داستان اسامه : را پيغمبر ( ع ) بوجود آورد تا صحنههاى سياسى براى امام على ( ع ) هموار باشد ، اسامه جوانيست كه به بيست سال نرسيده عمر و ابو بكر و عبد الرحمن عوف و بزرگان صحابه ، و معمرين قوم را زير فرمان وى گذاشت .
تا بمردم بفهماند لياقت شرط است نه گذشت سن ، پيغمبر ( ص ) اصرار كرد ، همه بايد با او بروند ، رفتند بيرون مدينه فكر كردند رسول الله ( ع ) بيمار است ممكن است از دنيا برود ، و رشتهء كارها نيز ، از دست برود . دو بزرگوار برگشتند ، محضر پيغمبر ( ع ) گفتند بعضى از صحابه نميخواهند با اسامه بروند ، چه سنش كم است ، ديگرى را انتخاب كنيد پيغمبر فرمود : « اسامه لايق است » پيامبر ( ع ) مسجد آمد و فرمود « خدا لعنت كند كسى را كه از جيش اسامه تخلف كند ، شما درباره پدرش نيز كه انتخاب كرده بودم حرف داشتيد در اسامه هم حرف داريد « زيد فرماندهء لايقى بود ، و اسامه نيز فرمانده لايقى است برويد پيغمبر ( ع ) تأكيد فرمود : آنها را راه انداخت مقدارى رفتند ، باز ايستادند اين تمرّد : محض است هيچ مورّخ سنى نميتواند انكار كند .
آنها ميگويند اينان پيغمبر ( ص ) را دوست داشتند . . . دلشان نيامد بروند .
( تلخيص / خلافت از قرآن و سنت / 97 )
اسامه افضل :
آنچه مسلم است « اسامه » امير لشكر بود آن هم بأمر پيغمبر ( ص ) ما ينطق عن الهوى ( ع ) و ديگران مأمور و البته أمير لشكر از فرمانبران افضل است .
پس به دو دليل ابو بكر لايق خلافت نبود 1 - مخالفت أمر خدا كرد
( أَطِيعُوا الرَّسُولَ ) *
2 - اسامه از وى افضل بود چه امير بود ، و چون سوره بقره را ميدانست .
اما : امام على ( ع ) نه در لشكر اسامه بود ، نه كسى را بر وى امارت داده بودند .
پس امام على ( ع ) افضل و لايق خلافت بود نه غير .