اسلام نزد أهل سنّت سيادت مختصّ است به پيغمبر ما وأولاد آن حضرت تا روز قيامت ، نظر به قول آن حضرت كه فرموده « أنا سيّد ولد آدم ولا فخر » « 1 » وبه اين سبب حضرت أمير عليه السّلام وأولاد أو را كه از غير حضرت فاطمه عليها السّلام باشد سيد نمىدانند .
ودر كتاب « نفحات الأزهار » از حضرت أمير عليه السّلام روايت كرده است كه گفت : « شنيدم از حبيب خود رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم كه مىگفت : « حبيب من جبرئيل بر من فرود آمد ، پس گفت : يا محمّد ! بدرستى كه از براي هر چيزى سيدي است ، پس سيد بشر آدم است ، وسيد أولاد آدم توئى ، وسيد روم صهيب است ، وسيد فارس سلمان است ، وسيد حبشه بلال است ، وسيد درختان سدر است ، وسيد مرغان نسر است ، وسيد ماهها ماه رمضان است ، وسيد روزها جمعه است ، وسيد كلامها لغت عرب است ، وسيد لغت عرب قرآن است وسيد قرآن سورهء بقره است » « 2 » .
ونزد شيعيان اثناعشريه سيّد عبارت است از : هاشم بن عبد مناف جدّ حضرت رسالت صلّى اللّه عليه وآله وسلّم وأولاد أو تا قيام قيامت ، وأحاديث ائمهء أهل البيت عليهم السّلام در اين باره خارج از شماره است « 3 » ، و « أهل البيت أدرى بما فيه » وحديث مذكور منافاتى با اين ندارد ، زيرا كه آن حضرت نيز از سادات بلكه اشرف كائنات است ، وشايد أهل سنّت به عداوت حضرت أمير عليه السّلام تخصيص به آن حضرت دادهاند با وجود آنكه در حديث متفق عليه ميان أهل سنّت وشيعه از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم منقول است كه : آن حضرت خطاب به علي عليه السّلام نموده
هامش
( 1 ) سنن ابن ماجة : 2 / 1440 حديث 4308 ، سنن ترمذى : 5 / 288 حديث 3148 ( با اندكى اختلاف ) .
( 2 ) بحار الأنوار : 61 / 30 ، حياة الحيوان دميرى : 2 / 349 .
( 3 ) مراجعه شود به وسائل الشيعة : 9 / 268 - 279 أبواب 29 - 34 و 509 - 518 باب 1 .