تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 557

مساهمون:

ص٥٥٧
فكم من مؤمّل ما لا يبلغه ، و بان ما لا يسكنه ، و جامع ما سوف يتركه ، و لعلهّ من باطل جمعه ، و من حقّ منعه . ( 3 ) أصابه حراما ، فاحتمل به آثاما ، فباء بوزره ، و قدم على ربهّ ، آسفا لاهفا ، قد خَسِرَ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةَ ، ذلِكَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبِينُ . ( 4 )

171 -

و قال عليه السلام : من العصمة تعذّر المعاصي . از خدا ، چندا از اميد دارند [ ه‌اى ] كه نرسد به آن ، و بنا نهنده [ اى ] كه ساكن نشود [ در ] او ، و جمع كننده [ اى ] كه زود [ باشد ] ترك كند آن را ، و شايد كه او از [ راه ] باطلى كه جمع كند آن را ، و [ يا ] از حقّى كه باز دارد آن را . ( 3 ) برسيد به او [ از راه ] حرام پس برداشت به آن [ حرام ] گناه‌ها ، پس بازگشت به گناه خود و برسيد بر پروردگار خود اندوهگين [ و ] متحيّر ، بدرستى كه « زيان كار گشت به دنيا و آخرت ، [ و ] آن زيان كارى [ يى است ] هويدا » . ( 4 ) 171 - و گفت - عليه السّلام : از نگهداشت ، متعذّر باشد معصيت . .