- إنّ الطّمع مورد غير مصدر ، و ضامن غير وفيّ . و ربّما شرق شارب الماء قبل ريهّ . ( 6 ) و كلّما عظم قدر الشّيء المتنافس فيه عظمت الرّزيّة لفقده . و الأمانيّ تعمي أعين البصائر ، و الحظّ يأتي من لا يأتيه . ( 7 ) - اللّهمّ إنّي أعوذ بك أن تحسّن في لامعة العيون علانيتي ، و تقبح فيما أبطن لك سريرتي ، محافظا على رئاء النّاس من نفسي بجميع ما أنت مطّلع عليه منّي . ( 8 ) فأبدي - بدرستى كه طمع وارد آرنده [ اى ] است [ به مورد خوارى ] ، جز باز گرداننده [ از آن ] و ضامن شونده [ اى است ] ، نه تمام دهنده ، و بسا كه در گلو گيرد آشامندهء آب را پيش از سير آبى او . ( 6 ) و هرگاه كه بزرگ باشد قدر چيزى [ كه ] رغبت كرده [ شده است ] در وى ، بزرگ باشد مصيبت براى نايافتن آن . و آرزوها كور كند چشم هاى بينائى ها را ، و بهره و قسمت آيد به كسى كه نيايد آن كس بر حظّ . ( 7 ) - اى بار خدا من پناه مى گير [ م ] به تو كه خوب شود در چشم هاى روشن [ مردم ] ظاهر من ، و زشت شود در آنچه كه پوشيده دارم مر تو را پنهانى خود را ، [ در حالى كه ] نگهدارنده [ ام ] بر ديدن مردمان نفس خود را به همهء آنچه تو مطّلعى بر آن از من .
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 532
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٥٣٢