تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 382

مساهمون:

ص٣٨٢
لقلّة ما يصحبكم منها . أقرب دار من سخط اللّه ، و أبعدها من رضوان اللّه ( 6 ) فغضّوا عنكم عباد اللّه غمومها و أشغالها ، لما قد أيقنتم به من فراقها و تصرّف حالاتها . و احذرو [ ها ] حذر الشّفيق النّاصح ، و المجدّ الكادح . ( 7 ) و اعتبروا بما قد رأيتم من مصارع القرون قبلكم : قد تزايلت أوصالهم ، و زالت أسماعهم و أبصارهم ، و ذهب شرفهم و عزّهم ، و انقطع سرورهم و نعيمهم . ( 8 ) فبدّلوا بقرب الأولاد بعدها ، و بصحبة الأزواج مفارقتها . لا يتفاخرون ، و لا يتناسلون ، و لا يتزاورون ، و لا يتحاورون . ( 9 ) فاحذروا ، عباد اللّه حذر الغالب لنفسه ، المانع لشهوته ، النّاظر بعقله ، فإنّ الأمر واضح ، شگفت آيد شما را در او [ از متاع آن ] براى اندكى از آنچه [ همراه باشد و ] صحبت دارد با شما از آن . [ دنيا ] نزديك ترين سرا [ است ] از خشم خدا ، و دورترين آن از خشنودى خدا . ( 6 ) پس باز داريد از خود بندگان خدا غم هاى آن [ را ] ، و مشغول بودن آن [ را ] ، مر آنچه را يقين دانستيد به او از جدائى آن [ دنيا ] و گرديدن حال هاى آن ، و بپرهيزيد از او چون پرهيزيد مشفق نيك خواه ، و جدّ كنندهء رنج كشنده . ( 7 ) و عبرت گيريد به آنچه ديد [ يد ] شما از جاى [ افتادن ] گروهان پيش از شما ، بدرستى كه از هم بشد اعضاء [ و ] پيوندهاى ايشان ، و زايل شد شنوايى هاى ايشان و بينائى هاى ايشان ، و برفت بزرگى ايشان و عزّت ايشان ، و بريده شد شادى ايشا [ ن ] و نعمت ايشان . ( 8 ) پس بدل گرفتند به نزديك بودن فرزندان دورى او را ، و به صحبت زنان جدائى آن را ، [ آن گذشتگان ] تفاخر نمى كنند ، و تناسل نمى كنند ، و يكديگر را زيارت نمى كنند ، و يكديگر را جواب نمى دهند . ( 9 ) بپرهيزيد بندگان خدا چون حذر [ كردن ] غلبه كنند [ ه ] مر نفس خود را ، باز دا [ ر ] نده مر شهوت خود را ، نگرنده به