تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩

134 - و من كلام له عليه السلام و قد شاوره عمر بن الخطاب فى الخروج الى غزو الروم بنفسه

و قد توكّل اللّه لأهل هذا الدّين بإعزاز الحوزة ، و ستر العورة . و الّذي نصرهم - و هم قليل لا ينتصرون ، و منعهم و هم قليل لا يمتنعون - حيّ لا يموت . ( 1 ) إنّك متى تسر إلى هذه العدوّ بنفسك ، فتلقهم بشخصك فتنكب ، لا تكن للمسلمين كانفة دون أقصى بلادهم . ( 2 ) ليس بعدك مرجع يرجعون 134 - [ و از سخنان آن حضرت - عليه السلام - است ] و بدرستى كه مشاورت كرد با او عمر پسر خطّاب در بيرون رفتن به عزم غزاى روم به نفس خود و بدرستى كه ضامن و كفيل شد خدا براى اهل اين دين به عزيز گردانيدن آن ناحيه ، و پوشانيدن عورت ، يعنى استوارى ، و به حقّ آنك يارى كرد ايشان را - و ايشان اندك بودند كه كينه كشى نمى كردند ، و باز داشت ايشان را و ايشان اندك بودند [ كه ] باز نمى داشتند - زنده‌اى [ است ] كه نميرد هرگز . ( 1 ) بدرستى كه تو هر گاه كه به روى تو با اين دشمن به نفس خود ، فرا رسى ايشان را به شخص خود ، پس بزنند و بكشند ، [ آن گاه ] نباشد مر مسلمانان را در كنف گيرنده [ اى ] جز دورترين شهرهاى ايشان . ( 2 ) و نيست پس از