[ لا يسعد ] باكيا ، و لا يجيب داعيا . ثمّ حملوه إلى مخطّ من الأرض ، فأسلموه فيه إلى عمله ، و انقطعوا عن زورته . ( 20 ) حتّى إذا بلغ الكتاب أجله ، و الأمر مقاديره ، و ألحق آخر الخلق بأولّه ، و جاء من أمر اللّه ما يريده من تجديد خلقه ، أماد السّماء و فطرها ، و أرجّ الأرض و أرجفها ، و قلع جبالها و نسفها ، و دكّ بعضها بعضا من هيبة جلالته و مخوف سطوته . ( 21 ) و أخرج من فيها ، فجدّدهم بعد إخلاقهم ، و جمعهم بعد تفرّقهم ، ثمّ ميّزهم لما يريد من مسألتهم عن الأعمال و خبايا الأفعال ، و جعلهم فريقين : أنعم على هؤلاء و انتقم من هؤلاء . ( 22 ) فأمّا أهل الطّاعة فأثابهم بجواره ، و خلّدهم في داره ، حيث لا يظعن عنها النّزّال ، و لا يتغيّر بهم الحال ، و لا تنوبهم الأفزاع ، و لا تنالهم الأسقام ، و لا نكند ] گرينده [ را ] ، و اجابت نكند خواننده را ، پس بردارند او را وا موضعى از زمين ، پس فرا سپرند او را در آن زمين وا عمل او ، و منقطع شوند از زيارت او . ( 20 ) تا چون برسد نوشته و فريضهء اجل او ، و امر و قضا و قدر او ، و برسانند آخر خلق را به اوّل او ، و آيد از امر خدا آنچه خواهد او از نو كردن خلق او ، بگرداند آسمان را و بشكافد آن را ، و بجنباند زمين را و بلغزاند آن را ، و بركند كوهها را و از بن بردارد ، و بكوبد بعض آن را بر بعضى از هيبت بزرگى [ او ] ، و ترس حمله او .
( 21 ) و بيرون آورد هر كس را كه در او باشد ، پس نو گرداند بعد از كهنه شدن ايشان ، و گرد آورد ايشان را بعد از پراكندگى ، پس جدا گرداند ايشان را وا آنچه خواهد از سؤال كردن ايشان از عمل ها و پنهانى هاى افعال ، و گرداند ايشان را دو فرقه : نعمت دهد بر آن گروهان ، و عذاب كند از اين گروهان . ( 22 ) فامّا اهل طاعت پس پاداش دهند ايشان را به همسايگى خود ، و جاودانه دارد ايشان را در سراى خود ، آن جا كه كوچ نكند از آن سرا فرايندگان ، و متغيّر نشود ايشان را حال ، و نرسد به ايشان ترسانيدن [ ها ] ، و نيابند ايشان
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 246
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٢٤٦