تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣
الضّلال ، و دليلهم العمى ، فما ينجو من الموت من خافه ، و لا يعطى البقاء من أحبهّ .

39 - و من خطبة له عليه السلام

منيت به من لا يطيع إذا أمرت و لا يجيب إذا دعوت ، لا أبا لكم ما تنتظرون بنصركم ربّكم ( 1 ) أما دين يجمعكم ، و لا حميّة تحمشكم أقوم فيكم مستصرخا ، و أناديكم متغوّثا ، فلا تسمعون لي قولا ، و لا تطيعون لي أمرا ، حتّى تكشّف الأمور عن عواقب و امّا دشمنان خداى پس خواندن ايشان در آن ، گمراهى است ، و دليل ايشان كورى ، پس نرهد از مرگ هر كه ترسد او را ، و ندهند باقى ماندن كسى را كه دوست دارد دنيا را . 39 - [ و از خطبه‌هاى آن حضرت - عليه السلام - است ] آزمودم من آن كسى را كه طاعت ندارد چون امر ، و جواب ندهد چون بخوانم من - پدر مباد شما را ، عجب مر شما را - چه انتظار مى دهيد و چه مانع است به نصرت شما [ مر ] پروردگار شما را ( 1 ) آيا دينى نيست كه جمع كند شما را ، و نه حميّتى كه انگيزد شما [ را ، و ] در خشم آورد شما را بر مى خيزم در [ ميان ] شما فرياد خواهنده ، و آواز مى دهم شما را فرياد خواهنده ، پس نمى شنويد مرا گفتارى ، و مطيع نمى شويد به من كارى ، تا كه