تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم (فارسى) — صفحة 553

مساهمون:

ص٥٥٣

بهوايى

بهوايى :
شِفاءٌ
اى مردمان بدرستى كه آمد شما را پندى از پروردگار شما بهوائى ( آسايشى ) مر آنچه را ( كه هست ) در سينه‌ها
يا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَتْكُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ شِفاءٌ لِما فِي الصُّدُورِ
( يونس 57 ) واژهء بهوايى ، بهوانى ، بهوائى در فرهنگ‌هاى در دست‌رس ديده نشد اين واژه در برابر واژهء
شَفا *
آمده است . در كتاب ترجمه و قصه‌هاى قرآن به صورت بهوانى و بهوائى چندين بار به كار رفته است : « و يارى دهد شما را بريشان و شفا [ بهوانى ] دهد دل‌هاى گروهى از برويدگان » ( ترجمه و قصه‌هاى قرآن ، ص 323 ) « بيرون مىآيد از شكم‌هاى آن آشاميدنى فادوا رنگ آن دران [ انگبين ] شفاء [ بهوائى ] است مردمان را » ( ترجمه و قصه‌هاى قرآن ، ص 521 ) و - : ص 369 و 541 و 1003 و 1278 . در ترجمهء تفسير طبرى ( ص 603 ) واژهء به رانى در برابر شفاء آمده ، كه بايد همان بهوانى يا بهوائى باشد . اين واژه را مىتوان از دو بخش به + وايى از مصدر وايستن يا به + وانى از مصدر باندن ( بسنجيد با : باغبان ، نگهبان ، پاسبان ) دانست .

بوبش

بوبش :
الْهُدْهُدَ
پس گفت چيست ( چه بود است ) مرا كه نمىبينم ( آن ) بوبش ( شانه‌سر )
فَقالَ ما لِيَ لا أَرَى الْهُدْهُدَ
( نمل 20 ) واژهء بوبش در فرهنگ‌هاى در دست‌رس ديده نشد . شانه‌سر و شانه‌سرك و بوبو و پوپك و پوپوك نام‌هاى ديگرى است براى هدهد ، در ترجمه‌هاى قرآن واژه‌هاى ديگرى را هم در برابر هدهد آورده‌اند : « پس گفت چه بودست مرا كه نمىبينم بابوش را » ( قرآن 999 ، آستان قدس ، نمل 20 ) « پس گفت چه بودست مرا كه نمىبينم بوب جيش را » ( قرآن 1089 ، آستان قدس ، نمل 20 ) « گفت چه بودست مرا كه نمىبينم بوبوتش را » ( قرآن 704 ، آستان قدس ، نمل 20 )