تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم (فارسى) — صفحة 550

مساهمون:

ص٥٥٠

انجيده

همچو انجيده و بر هم افتاده :
كَالصَّرِيمِ
پس گشت ( آن باغ ) همچو ( شب تاريك سياه ) انجيده و بر هم افتاده ( باغ ميوه بريده )
فَأَصْبَحَتْ كَالصَّرِيمِ
( قلم 20 ) انجيدن بر پايهء نوشته‌هاى فارسى بيشتر به دو معنى است : يكى ، بريدن و تكه تكه كردن دوم ، ريز ريز كردن و خرد كردن . « چندان تيغ گزاردند به يكديگر كه آن درخت را از بن و بيخ بكندند و بينجيدند » ( ترجمه و قصه‌هاى قرآن ، ص 1076 ) « آن را دروده‌گوئى كه به شمشير انجيده‌اند گوئى كه نبودى دى » - : ترجمه و قصه‌هاى قرآن ، ص 364 و 1231 ؛ المصادر ، ج 1 ، ص 241 ؛ تاج المصادر ، ج 1 ، ص 131 ؛ خسرو و شيرين ، ص 441 ؛ شرف‌نامه ، ص 121 ؛ تاريخ طبرستان ، ج 2 ، ص 78 . كاربرد انجين انجين كه در برخى از متون آمده است از همين مصدر است : « آنگه كه شما را انجين انجين كنند ريز ريز در خاك » ( كشف الاسرار ، ج 8 ، ص 104 ) . « و ايشانرا انجين انجين بازگسستيم » ( كشف الاسرار ، ص 119 ) .

بار و بزه

بارى و بزهء :
وِزْراً
هر كه روى بگرداند ازو پس هراينه او برگيرد در روز رستخيز بارى و بزهء
مَنْ أَعْرَضَ عَنْهُ فَإِنَّهُ يَحْمِلُ يَوْمَ الْقِيامَةِ وِزْراً
( طه 100 ) بار و بزه يا باربزه يا بزه و بار در متن‌هاى فارسى به معنى گناه آمده است :
در مزرعهء معصيت و شرّ چو ابليس * تخم بزه و ، بار بد و ، برگ وبالى
از عدل خداوند بيابى چو ببينى * با باربز ، روز قضا مزد حمالى
( ديوان ناصر خسرو ، ص 42 و 43 )
بار و بزهء آز پشت تو خده كردست * اى شده چوگانت پشت در بزه و بار
( ديوان ناصر خسرو ، ص 258 ) - : ترجمهء قرآن موزهء پارس ، ص 217 و 301 ؛ ترجمه و قصه‌هاى قرآن ، ص 627 .