( بهاى غله ) .
قالُوا يا أَبانا ما نَبْغِي هذِهِ بِضاعَتُنا
( يوسف 65 ) آخريان به معنى كالا و مال و متاع در نوشتههاى فارسى به كار رفته است . در برخى از متون به صورت اهريان آمده است :
سرمايهء دروغ و نفاق است و كبر و بخل * بس سودها كه خلق بر اين اهريان كند
( ديوان كمال الدين اصفهانى ، ص 436 ) « من حمل سلعته ، فقد برئ من الكبر : هر كه اهريان خويشتن با خانهء خويشتن برد بر دست خويش ، وى دور بود از تكبّر . » ( شرح فارسى شهاب الاخبار ، ص 52 ) براى نمونههاى بيشتر : ترجمهء تفسير طبرى ، ص 749 و 750 و 755 ، تفسير شنقشى ، ص 97 و 174 و 210 ؛ ترجمه و قصههاى قرآن ، ص 405 و 411 ؛ ترجمهء النهاية ؛ ص 311 ؛ ديوان كمال الدين اصفهانى ، ص 87 ؛ قابوسنامه ، ص 171 .
آخريان
آخريانى :
بِضاعَةً
اين كودكى است ( پسرى است ) و پنهان داشتند ( بر ديگران ) او را آخريانى
هذا غُلامٌ وَ أَسَرُّوهُ بِضاعَةً
( يوسف 19 )
آذرخش
آذرخش آن :
بَرْقِهِ
نزديك بودى روشنى آذرخش آن كه ببرد ( ببردى ) ديدهها را
يَكادُ سَنا بَرْقِهِ يَذْهَبُ بِالْأَبْصارِ
( نور 43 )