تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم (فارسى) — صفحة 43

مساهمون:

ص٤٣
3 / 26 - 18 18 . گواهى داد خداى كه او نه خدايى مگر او و فرشتگان و خداوندان دانش ايستاده به داد . نه خدايى مگر او بىهمتا درست‌كار . 19 . بدرستى كه كيش نزد خداى مسلمانى است ، و نه ناسازى كردند آنانى كه داده شدند نامه را مگر از پس آنچه آمد ايشان را دانش جستن افزونى ميان ايشان و هر كه نگرود [ 62 ] به نشانهاى خداى پس بدرستى كه خداى زود شمار . 20 . پس اگر پيكار كنند با تو ، پس بگوى ، سپاردم روى خود را مر خداى را و آن را كه پىروى كرد مرا . و بگوى مر آنانى را كه داده شدند نامه و نانويسندگان ، ا گرويديد ؟ پس اگر گروند پس بدرستى كه راه‌يافتند و اگر برگردند پس هراينه بر تو رسانيدن ، و خداى بيناست به بندگان . 21 . بدرستى كه آنانى كه نمىگروند به نشانهاى خداى و كشند پيغامبران را به ناسزا و كشند آنانى را كه فرمايند به داد از مردمان ، پس مژده ده ايشان را به شكنجهء دردناك . 22 . اينان آنانىاند تباه شد كارهاى ايشان در اين جهان و آن جهان و نيست مر ايشان را از يارى گران . 23 . ا نديدى به آنانى كه داده شدند بهرهء از نامه ؟ خوانده مىشوند به نامهء خداى تا داور كند ميان ايشان باز برگردد گروهى ازيشان و ايشان روى گردانندگانند . 24 . آنت به كه ايشان گفتند : هرگز نبسايد ما را آتش مگر روزهاى شمردگان ، و فريفت ايشان را در كيش خويش آنچه بودند فرا مىبافتند . 25 . پس چگونه چون فراهم آريم ايشان را براى روزى كه نه گمانى درو و رسانده شد هر تنى آنچه [ 63 ] اندوخت و ايشان ستم كرده نشوند . 26 . بگوى ، بار خدايا ! پادشاه پادشاهى ! دهى پادشاهى را آنى را كه خواهى و بازستانى پادشاهى را از آنى كه خواهى و ارجمند كنى آن را كه خواهى و خوار كنى آن را كه خواهى . به دست تو نيكى بدرستى كه تو بر هر چيزى توانايى .