تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم (فارسى) — صفحة 389

مساهمون:

ص٣٨٩
38 / 43 - 27 27 . و نيافريديم آسمان را و زمين را و آنچه ميان آن دو است بيهوده و بىغرضى صحيح . آنت انديشه و گمان آنانى است كه نگرويدند پنداريد كه معاد نخواهد بود ؟ پس واى واويلا عذاب سخت مر آنانى را كه نگرويدند از آتش دوزخ . 28 . يا كنيم آنانى را كه گرويدند و كردند كارهاى نيك هم چون تبه‌كاران در زمين ، هرگز اين نبود يا كنيم پرهيزكاران را هم چون بدكاران . 29 . اين قرآن نامه‌اى است كه فرو فرستاديم آن را به سوى تو خجسته با بركت تا درانديشند در آيتهاى آن را و تا پند گيرد بدين قرآن خداوندان خردها . 30 . و بخشيديم مر داود را پسرى چون سليمان چه نيك بندهء داود [ 580 ] بدرستى كه او بسيار بازگردنده به دل با خداى . 31 . چون نموده شد برو در آن شبانگاه آن استادگان بر سه پاى از اسبان نيكان . 32 . پس گفت سليمان : بدرستى كه من دوست داشتم و برگزيدم دوستى نيكى و مال از ياد كرد يعنى نماز ديگر پروردگار خويش تا پوشيده شد و پنهان آفتاب به پرده . 33 . بازگردانيد بر من آريد آن اسبان را بر من ، پس درايستاد باز آوردند مىبسود بسودنى به ساقهاى آن اسبان و گردنها و به غازيان مىد [ اد ] . 34 . و هراينه آزمون كرديم سليمان را بر تخت مملكت او و بر افكنديم بر تخت مملكت او تنى را باز پس بازگشت به خداى . 35 . گفت سليمان : اى پروردگار من ! بيامرز زلّت تغافل مرا و ببخش مرا پادشاهئ كه نسزد مر هيچ كسى را از پس من بدرستى كه تو ، تو بسيار بخش . 36 . پس رام و فرمان بردار كرديم مرو را باد را ، مىرود به فرمان او نرم آنجا كه خواستى رسيدى . 37 . و رام كرديم ديوان را نيز هر بنا كنندهء برآرندهء و به دريا فرو شونده . 38 . و ديگران را از ديوان يار كرده شدگان در بندها و زنجيرها . 39 . اين بخشش ماست ، پس بده اگر خواهى يا نگاه‌دار اگر خواهى به بىشمار يعنى نيست درين هيچ شمارى . 40 . و بدرستى كه مرو راست نزديك ما هراينه نزديكى و كرامت و نيكويى بازگشت يعنى بهشت جاويدان . 41 . و ياد كن بندهء ما را ايّوب . چون خواند پروردگار خويش را كه من ببسود رسانيد مرا ديو به رنجى در تن من و عذابى در اهل من . 42 . گفتيم اى ايّوب ! بزن پايت را پاى راست بر زمين ، ايوب پاى بر زمين زد چشمهء پديد آمد ، جبرئيل گفت : اين ، اين شستنگاه ايست سرد است و آشاميدنى . 43 . و بخشيديم مرو را كسان او را فرزندان او را و مانند و همچندان ديگر ايشان را با ايشان بخشايشى [ 581 ] از ما و پندى و ياد كردى مر خداوندان خردها را .