تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم (فارسى) — صفحة 391

مساهمون:

ص٣٩١
38 / 86 - 64 64 . بدرستى كه آنت هراينه درست است و راست و بودنى با يكديگر پيكار كردن اهل دوزخ . 65 . بگو يا محمّد مشركان مكّه را : هراينه كه من بيم كننده‌ام و نيست هيچ خدايى مگر خداى يگانه شكنندهء كامها كامرانان . 66 . پروردگار آسمانها و زمين و آنچه ميان هر دو است بىهمتا آمرزگار . 67 . بگو يا محمّد او خبرى است آگاهئ بزرگ . 68 . شما از آن روى گردانندگان‌ايد . 69 . نبود مرا از هيچ دانشى به آن گروه انجمن برتر چون پيكار خصومت مىكردند . 70 . پيغام كرده نشود به سوى من مگر كه هراينه من بيم كننده‌ام پيدا و هويدا . 71 . چون گفت پروردگار تو مر فرشتگان را : كه من آفريننده‌ام مردمى را از گل . 72 . پس چون راست كنم او را و در دمم درو از جان خود ، پس بيفتيد مرو را سجده‌كنان . 73 . پس سجده كرد فرشتگان [ 583 ] همه ايشان بيكبار همه . 74 . مگر آن نوميد ابليس عليه اللّعنه از آن كه گردن‌كشى كرد و بود او از جملهء ناگروندگان . 75 . گفت خداى : اى ابليس نوميد از رحمت ! چه بازداشت ترا از سجده كردن كه سجده كنى مر آنچه را كه آفريدم به يدين خود به قدرت خود ، گردن كشى كردى يا بودى از برترى كنندگان ؟ 76 . گفت ابليس : من بهترم ازو از آنكه آفريدى تو مرا از آتشى و آفريدى او را از گل و آتش نور است و گل ظلمت . 77 . گفت خداى : پس بيرون شو از بهشت يا از آسمان يا از هيات ملئكه پس بدرستى كه تو راندهء و نفريده . 78 . و بدرستى كه بر تست نفرين من تا روز شمار و جزا و پاداشت . 79 . گفت ابليس : اى پروردگار من ! پس بپاى زمان ده مرا تا روزى كه برانگيخته شوند خلق . 80 . گفت خداى : پس بدرستى كه تو از پاييده‌شدگانى . 81 . تا روز هنگام دانسته شده يعنى روز بعث . 82 . گفت ابليس : پس سوگند به بىهمتايى تو كه هراينه بىراه كنم ايشان را همه را . 83 . مگر بندگان تو از ايشان ويژه كرده شدگان . 84 . گفت خداى : پس راست و حقيقت منم خداى و راست و درست را مىگويم : 85 . هراينه پر كنم دوزخ را از تو و از آن كه پىروى كرد ترا از ايشان همه . 86 . بگو يا محمّد ، نمىخواهم از شما بر اين پيغمبرى كه مىگذارم هيچ مزدى و نيستم من از جملهء در خواهندگان ناشايست .
القرآن الكريم (فارسى) — صفحة 391 | كتاب الله تبارك وتعالى / مجهول ، قرن دهم