بسم اللّه الرّحمن الرّحيم [ 577 ] 38 / 16 - 1
1 . سوگند به حق اين سوره و به حق اين نبى خداوند ياد كرد و بزرگوارى فضل و شرف .
2 . نه كه آنانى كه نگرويدند در امتناع و تنگىاند از دين و خلاف و ناسازى .
3 . چندا كه نيست كرديم از پيش ايشان از گروهى پس آواز دادند يكديگر را نزديك عذاب به فرياد خواستن و نه هنگام گريختن .
4 . و شگفتى كردند كافران مكّه كه آمد ايشان را بيم كنندهء از ايشان ، و گفت آن ناگروندگان : كه اين محمّد جادويى است دروغگوى .
5 . ا گردانيد همهء آن خدايان را خدايى يگانه يك خداى بدرستى كه اين هراينه چيزى است سخت شگفت بعد ما كه ما را سيصد و شصت خداست .
6 . و برفت و برخاست « 1 » گروهى از ايشان و گفتند يكديگر را كه برويد و شكيبايى صبر كنيد بر پرستيدن خدايان خويش ، بدرستى كه اين دين شرك دينى است هراينه چيزى است كه خواسته شود كه مىخواهد به ما .
7 . نشنويديم به اين دين را كه محمد آورد در اين كيش پسين يعنى دين پدران ما . نيست اين كه محمد مىگويد مگر فرابافتهء و دروغى .
8 . افرو آورده شد آن را راستاراست فرو آوردند برو اين وحى و قرآن را از ميان ما ؟ خداى گفت : نه كه ، ايشان در گمانىاند از ياد كرد من : نه كه اين دليرى بدان مىكنند كه هنوز نچشيدند عذاب مرا .
9 . يا نزديك ايشان است خزينههاى بخشايش يعنى نبوت و رسالت پروردگار تو بىهمتا بسيار بخش .
10 . يا مر ايشان راست پادشاهى آسمانها و زمين و آنچه ميان اين دو است اگر چنين است پس برآيندا و بر شوندا به راهها و درهاى آسمان .
11 . لشكرى عظيمى آنجا شكسته و مقهور است از لشكرها و گروهها .
12 . دروغگوى داشت پيش از ايشان گروه نوح نوح را و گروه هود را و گروه فرعون را و نيز موسى را خداوند ميخها يعنى ملك استوار .
13 . و گروه صالح دروغ داشت صالح را و گروه لوط لوط را [ 578 ] و خداوندان آن بيشه شعيب را . اينان گروهاناند دروغ گوى دارنده .
14 . نيست هر يكى ازيشان همه مگر كه به دروغ داشت پيغمبران را پس سزا گشت و واجب شد عقوبت من بريشان .
15 . و چشم نمىدارد اينان مگر بانگى يكى يك بانگى را ، نيست مر او را هيچ بازگردانيدنى و مهلتى .
16 . و گفتند كافران : اى پروردگار ما ! بشتابان ما را براى [ ما ] نامهء ما را نصيب ما را از عذاب پيش از روز شمار .
هامش
( 1 ) . م : « برخواست »