تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم (فارسى) — صفحة 385

مساهمون:

ص٣٨٥
37 / 153 - 125 125 . ا مىخوانيد به خدايى بعل را و مىگذاريد نيكوتر آفرينندگان ؟ 126 . خداى پروردگار شما و پروردگار پدران شما پيشينيان . 127 . پس به دروغ داشتند او را پس بدرستى كه ايشان هراينه آورده‌شدگان باشند در دوزخ . 128 . مگر بندگان خداى ويژه كنندگان . 129 . و گذاشتيم برو ثناى نيكو در پسينيان . 130 . و آن اين است درود باد بر الياس و گروه او . 131 . بدرستى كه ما همچنانت پاداشت دهيم نيكوكاران را . 132 . بدرستى كه او بود از جملهء بندگان ما گروندگان . 133 . و بدرستى كه لوط هراينه از جملهء پيغمبران بود . 134 . چون برهانيديم او را و كسان او را همه‌گان . 135 . مگر پير زنى در جملهء ماندگان در عذاب . 136 . باز پس هلاك كرديم آن ديگران را . 137 . و بدرستى كه شما هراينه مىگذريد بر ايشان بامدادكنان . 138 . و به شب نيز مىگذريد بر ايشان و آن شهر بر راه گذر مكّيان بود ا پس خرد نداريد تا بدان عبرت گيريد ؟ 139 . و بدرستى كه يونس هراينه بود از جملهء فرستادگان . 140 . چون گريخت به سوى كشتى پربار كرده . 141 . پس قرعه زد ، « 1 » پس گشت از جملهء قرعه برآورده‌شدگان . 142 . پس فرو برد او را ماهى و او سزاوار نكوهش است . 143 . پس اگر نه آن بودى كه او بود از جملهء به پاكى يادكنندگان . [ 575 ] 144 . هراينه درنگ كردى و ماندى در شكم آن ماهى تا روزى كه برانگيخته شوند مردم . 145 . پس بينداختيم او را بدان دشت جاى خالى و او بيمار بود . 146 . و برويانيديم برو درختى از درخت كدو . 147 . و فرستاديم او را به سوى صد هزار مردم يا بيشتر مىآيند به چشم نگرنده . 148 . پس بگرويدند پس برخوردارى داديم ايشان را تا هنگام مرگ . 149 . پس بپرس يا محمّد ايشان را ، ا مر پروردگار تراست دختران و مر ايشان راست پسران ؟ 150 . يا آفريديم فرشتگان را ماده‌گان و ايشان گواهانند حاضران بودند تا گواهى دهند . 151 . بدان كه بدرستى كه ايشان از دروغ خويش هراينه مىگويند . 152 . فرزند زاد خداى و خداى ازين منزّه و بدرستى كه ايشان هراينه دروغ گويانند . 153 . ا برگزيد او دختران را بر پسران .
هامش
( 1 ) . م : « قرعه رد »