36 / 64 - 47
47 . و چون گفته شود مر ايشان را : هزينه كنيد از آنچه روزى دادتان خداى ، گويد آنانى كه نگرويدند مر آنى را كه گرويدند : ا خوردنى دهيم آن را كه اگر خواهد خداى خوردنى دهدش ؟ نيستيد شما مگر در گمراهى پيدا .
48 . و مىگويند كى است خواهد بود اين نويد اگر هستيد راستگويان .
49 . نمىپايند « 1 » مگر بانگى يگانه و آن بانگ اسرافيل است و قيل بانگ عزرائيل ، گيرد ايشان [ را ] و ايشان پيكار كنند .
50 . پس نتوانند اندرز كردنى و نه سوى « 2 » . . .
51 . « 3 » . . . شود در آن شاخ پس ناگاه ايشان از گورها سوى [ 565 ] پروردگار ايشان شتابند .
52 . گفتند : اى واى ما ! كه برانگيخت ما را از خواب گاه ما ؟ اين آن است كه نويد داد خداى و راست گفتند پيغامبران .
53 . نبودى مگر بانگى يگانه پس ناگاه ايشان همه نزد ما آورده شدگان .
54 . پس امروز نه ستم كرده شود هيچ تنى چيزى را و نه پاداشت داده شوند مگر آنچه بوديد كه مىكرديد .
55 . هراينه ياران بهشت امروز در كارى خوش منشانند شادان و نازان .
56 . ايشان و جفتان ايشان در سايهها باشند بر تختها تكيهزدگان .
57 . مر ايشان راست در آن ميوهء و مر ايشان راست آنچه آرزو مىكنند .
58 . درودى گفتارى از پروردگار هميشه بخشاينده .
59 . و جدا شويد امروز اى گناهكاران .
60 . ا نفرمودم شما را اى پسران آدم كه مپرستيد ديو را ؟ هراينه كه وى مر شما راست دشمنى پيدا .
61 . و كه بپرستيد مرا اين است راه راست .
62 . و بدرستى كه گمراه كرد شيطان از شما گروهى را بسيار ، ا پس نبوديد هوش مىداشتيد ؟
63 . اين دوزخ است آنكه بوديد نويد داده مىشديد .
64 . در آييدش امروز به آنچه بوديد كه نمىگرويديد .
هامش
( 1 ) . م : « نمىيابند »
( 2 ) . م : ناخوانا
( 3 ) . م : ناخوانا