تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم (فارسى) — صفحة 376

مساهمون:

ص٣٧٦
36 / 32 - 16 16 . گفتند : پروردگار ما مىداند هراينه ما سوى شما فرستاده شدگانيم . 17 . و نيست بر ما مگر رسانيدن پيدا . 18 . گفتند : « 1 » . . . فال « 2 » . . . [ 562 ] به شما اگر نه باز ايستيد ، هراينه سنگسار كنيم شما را و هراينه ببسايد شما را از ما شكنجهء دردناك . 19 . گفتند : فال بد شما با شماست او اگر پند داده شويد فال بد گيريد نه چه شما گروهى گزاف كارانيد . 20 . و آمد از دور تر كناره آن شهر انطاكيه مردى يعنى حبيب نجار دوان كه مىشتافت . گفت : اى گروه من : پس روى كنيد فرستاده شدگان را . 21 . پس روى كنيد آن را نخواهد از شما مزدى و ايشان راه راست يافته‌گانند . 22 . و چه بود [ ه ] است مرا كه نمىپرستم آن را كه آفريد هست كرد مرا و به وى بازگردانيده شويد ؟ 23 . ا گيرم از جز وى خدايانى اگر خواهد مرا خداى به زيانى ؟ نه سود دارد از من خواهش ايشان هيچ چيز را و نرهانند مرا نتوانند رهانيد . 24 . هراينه من آنگاه هراينه در گمراهى پيدا باشم . 25 . هراينه من گرويدم به پروردگار شما ، پس قبول كنيد از من فرا شنويد از من . 26 . گفته شد : در آى به بهشت . گفت خداى : اى كاشكى گروه من دانندى . 27 . به آنچه آمرزيد مرا پروردگار من و گردانيد مرا از گرامى كرده شدگان . 28 . و نه فرو فرستاد [ يم بر ] گروه او از پس وى از هيچ سپاهى از آسمان و نه « 3 » . . . گان « 4 » . . . لشكر عذاب . 29 . « 5 » . . . 30 . « 6 » . . . مان بر بندگان ، [ 563 ] نمىآمد ايشان را از هيچ پيغامبرى مگر بودند به وى فسوس مىكردند . 31 . ا نديدند چند نيست كرديم پيش از ايشان از گروهها ، هراينه ايشان سوى ايشان نه بازگردند ؟ 32 . و هراينه هر يكى هراينه همه نزد ما آورده‌شدگانند .
هامش
( 1 ) . م : ناخوانا ( 2 ) . م : ناخوانا ( 3 ) . م : ناخوانا ( 4 ) . م : ناخوانا ( 5 ) . م : ناخوانا ( 6 ) . م : ناخوانا