تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم (فارسى) — صفحة 295

مساهمون:

ص٢٩٥
23 / 107 - 90 90 . بل كه آورديم ايشان را به راستى رسول حق و كتاب حق و بدرستى كه ايشان هراينه دروغ گويانند . 91 . نگرفت خداى هيچ فرزندى و نبود نباشد با او هيچ خدايى ، آنگاه هراينه ببردى هر خدايى آنچه آفريده بودى اگر بودى ببردى هر خدايى آنچه آفريده بودى و هراينه غلبه كردى و آن را از ملكت ديگر جدا كردى برخى از ايشان بر برخى ديگر . پاكئ خدا از آنچه صفت كنند چگونگى مىگويند . 92 . دانندهء ناپيدا و پيدا ، پس بلند شد و برتر از آنچه انباز مىآرند . 93 . بگو يا محمّد ، اى پروردگار من ! اگر بنمايى مرا آنچه وعده كرده مىشوند « 1 » از عذاب . 94 . اى پروردگار من ! پس مكن مرا در ميان اين گروه ستمكاران يعنى مرا هلاك مكن به هلاك ايشان . 95 . و بدرستى كه ما بر اينكه بنماييم ترا آنچه وعده مىگفتيم ايشان را [ 440 ] ، هراينه توانايانيم كه ايشان را در حال حيات تو عذاب كنيم . 96 . دور كن به آنى كه به آن خصلتى كه آن نيكوتر است آن بدى را ، يعنى با ايشان جفا مكن ما داناتريم به آنچه صفت مىكنند چگونگى مىگويند . 97 . و بگو ، اى پروردگار من ! پناه مىگيرم به تو از وسوسه‌هاى ديوان يعنى بندگان را فا معصيت داشتن . 98 . و پناه مىگيرم به تو اى پروردگار من ! كه آيند مرا يعنى وسوسه كنند . 99 . آنگه آخر از ايشان صفت كرد گفت : تا چون آيد يكى ازيشان را مرگ ، گويد ، اى پروردگار من ! باز گردانيد مرا به دنيا . 100 . تا مگر من بكنم كار نيك در آنچه گذاشتم . حقّا ، باز نيايد به دنيا بدرستى كه اين سخن سخنى است او گويندهء آن است و از پيش ايشان است حجابى ميان ايشان و باز آمدن يعنى گور تا روزى كه برانگيخته شوند يعنى قيامت . 101 . پس چون در دميده شود در صور ، پس نه نسبها مفاخرت نماند پدر پسريها و خويشيها در ميان ايشان در آن روز و نپرسند از نسب . 102 . پس هر كه گران آمد ترازوهاى نيكويى او ، پس اينان ايشان رستگارانند بر دوام . 103 . و هر كه سبك آيد ترازوهاى نيكويى او ، پس اينان آنانى كه زيان كردند از جهت تنهاى خويش ، در دوزخ جاويدانند . 104 . مىسوزد رويهاى ايشان را آتش يعنى توش دوزخ و ايشان در آن زشت رويان‌اند ترش [ رويان ] . 105 . و ايشان را گويند ، ا نبود حجتهاى من خوانده مىشد بر شما پس بوديدى به آن حجّتهاى به دروغ مىداشتيد ؟ 106 . گفتند گويند : اى پروردگار ما ! غلبه كرد بر ما بدبختى ما و بوديم گروهى گمراهان از حق . 107 . اى پروردگار ما ! [ 441 ] بيرون آر ما را از آن دوزخ پس اگر بازگرديم به آن معصيت پس ما ستم كارانيم باشيم .
هامش
( 1 ) . در متن « وعده كرده مىشويد » هم خوانده مىشود