تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم (فارسى) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠
17 / 31 - 19 19 . و هر كه خواهد آن جهان را و كوشد براى آن كوشش آن و او گرونده است پس اينان باشد كوشش آن سپاس داشته شده . 20 . هر يكى را افزونى دهيم و يارى اينان را و اينان را از بخشش پروردگار تو و نبود بخشش پروردگارت بازداشته شده . 21 . بنگر ! كه چگونه افزونى داديم برخى از ايشان را بر برخى و هراينه آن جهان بزرگتر است پايه‌گاهها و بزرگتر است افزون دادنى . 22 . مگردان با خداى خدايى ديگر پس بنشينى نكوهيده فروگذاشته . 23 . و فرمود پروردگارت كه مپرستيد مگر او را و به مادر و پدر نيكويى كردن . اگر برسد هراينه نزد تو پيرى را يكى از ايشان دو يا هر دوى ايشان دو پس مگو مر ايشان دو را اف تف و بانگ بر مزن ايشان دو را و بگوى مر آن دو را گفتارى نيكو . 24 . و فرود آر براى ايشان دو پرّ فروتنى را از بخشايش و بگوى ، اى پروردگار ! ببخشاى ايشان را چنان كه بپروردند مرا خورد . 25 . پروردگار شما داناتر است به آنچه در تنهاى شما اگر باشيد شايستگان [ 356 ] پس بدرستى كه او هست مر بازآيندگان را آمرزگار . 26 . و بده خداوند خويشى را سزا و بهرهء او را و درويش و راه‌گذرى را و پراكنده مكن پراكنده كردنى . 27 . بدرستى كه پراكنده كنندگان هست برادران ديوان و هست ديو مر خداى خويش را ناسپاس . 28 . و اگر روى گردانى هراينه از ايشان جستن بخشايشى از پروردگارت كه اميد دارى آن را ، پس بگو مر ايشان را گفتارى آسان . 29 . و مكن دستت را بسته به گردنت و مگستران آن را همه گسترانيدنى پس نشينى نكوهيده پشيمان شده . 30 . بدرستى كه پروردگارت مىگستراند روزى را مر آن را كه خواهد و تنگ مىكند ، بدرستى كه او بود و هست به بندگان خويش آگاه بينا . 31 . و مكشيد فرزندان خود را [ از ] بيم درويشى ، ما روزى مىدهيم ايشان را و شما را بدرستى كه كشتن ايشان هست گناهى بزرگ .