تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم (فارسى) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
6 / 24 - 14 14 . بگوى ا جز خداى فراگيرم دوستى آفرينندهء آسمانها و زمين و او خوراند و خورانده نشود ؟ بگوى بدرستى كه من فرموده شدم كه باشم نخست آنى كه گردن نهاد و مباش البته از انبازگويان . 15 . بگوى ، بدرستى كه من مىترسم اگر نافرمانى كنم پروردگارم را از عقوبت روزى بزرگ . 16 . هر كه گردانده شود ازو در آن روز پس بدرستى كه بخشيد او را ، و آنت رستگارى پيدا . 17 . و اگر ببسايد ترا خداى به گزندى ، پس نه وابرندهء مر آن را مگر او . و اگر ببسايد ترا به نيكى ، پس او بر هر چيزى تواناست . 18 . و او شكننده زبر بندگان خويش و او درست‌كار آگاه . 19 . بگوى ، چه چيز بزرگتر گواهى ؟ بگوى خداى گواه است ميان من و ميان شما ، و پيغام كرده شد به من اين نبى تا بيم كنم شما را به آن و آن را كه رسيد . ا بدرستى كه شما هراينه گواهى دهيد كه با خداى خدايانى ديگر ؟ بگوى ، گواهى ندهم . بگوى ، بدرستى كه او خدايى است يكى و بدرستى كه من بيزارم از آنچه انباز آريد . 20 . آنانى كه داديم ايشان را نامه ، شناسند او را همچنان كه مىشناسند پسران خويش ، آنانى كه زيان كردند تنهاى خويش پس ايشان ن [ 157 ] مىگروند . 21 . و كه ستمكارتر از آنى كه فرا بافت بر خداى دروغى يا به دروغ داشت به نشانهاى او ؟ بدرستى كه او نرهد ستمكاران . 22 . و روزى كه گرد كنيم ايشان را همه ، باز پس گوييم مر آنانى كه انباز آوردند : كجااند انبازان شما آنانى كه بوديد كه مىگفتيد . 23 . بازپس نبود آزمايش ايشان مگر كه گفتند : به خداى ، پروردگار ما نبوديم انباز آرندگان . 24 . بنگر كه چون دروغ گفتند بر تنهاى خويش و گم شد ازيشان آنچه بودند مىبافتند .