مضرت افقاع « 1 »
افساد جگر و دماغ و دل و معده و سپرز و روده و مثانه است و پيدا شدن رعشه و فالج و جذام و برص و سلس البول و ريگ مثانه و استسقا و نزلههاى بد و خنازير و مضرترين چيزهاست به پى و جماع و اينها همه از جهت آن است كه از چيزهاى سرد و تر مىسازند و در اكثر مىگذارند تا متعفن مىشود ، پس موجب اين خرابىها مىگردد و الا اگر به حسب ضرورت ترتيب كنند ، يقين كه [ اين ] مضرتها نداشته باشد ، بلكه از جهت آنكس كه ساخته باشند نافع باشد .
تدارك اين به مغز جوز و بادام و مغزهاى ديگر مىكنند ، به سبب آنكه مغزها به پى نافع است و شراب پيش از اين و بعد از اين نشايد ، زيرا كه هرچه هست ، زود به اعضا مىرساند ، بلكه عسل و روغن بعد از آن بايد خورد و مدرات استعمال بايد كرد و همچنين زرغونى و ترياق فقاع تناول بايد كرد و بهترين فقاع آن است كه از مغز نان گرفته باشند و در او دارچينى و سداب و فوتنج باشد .
[ بسيار آشاميدن شراب ]
مضرت بسيار آشاميدن شراب جمع شدن صفراست گرممزاج را در آلات شكم و رگها و زياده شدن خون چنانچه وهم ، خناق و سكته دموى و موت فجات مىشود .
و اما سردمزاج ، مرضهاى دماغ پيدا مىكند ، مثل رعشه و فالج و لقوه و خدر و سبات و ليثارغوس و سكته و اينها از دو جهت است :
يكى آنكه چون شراب بسيار مىآشامند ، هاضمه ضعيف مىگردد و بخارات بالا مىگيرند و پىها سست مىگرداند و دماغ ممتلى مىشود و موجب اين زحمتها مىگردد .
هامش
( 1 ) . از نظر مفهومى ممكن است جمع فقاع مورد نظر بوده باشد و يا مصدر نوشيدن شراب ، اما جمع آن به شكل افقاع كاربرد ندارد و احتمالا الف اضافى است .