[ آب بر طعام ]
مضرت آب بر طعام در آمدن اوست ميان طعام و معده و برداشتن طعام از قعر معده به دهن « 1 » او و شكستن قوت هاضمه و روان كردن غذاى غير منهضم . و بسيار است كه درد معده و جگر پيدا مىكند .
دفع آن به چيزهاى فشارنده مثل به كه او به فشارى كه دارد آب بيرون مىبرد و بعد از هضم ، شراب از عسل بايد آشاميد تا دفع آنچه از آب مانده باشد بكند و تخم كرفس و قند نيز همين كار مىكند و اگر درد معده و جگر پيدا شود علاج به كمونى بايد كرد و اگر فساد در معده فهم كند ، اسهال به شهرياران « 2 » بايد كرد و تقصير در اين باب نكنند تا مضرت زياده نرسد .
[ آب آشاميدن بعد از حركت ]
مضرت آب آشاميدن بعد از حركت همچون آب آشاميدن بعد از حمام است .
تدارك آن به مثل آن . [ مثل آب آشاميدن بعد از حمام ]
[ آب آشاميدن بعد از حمام ]
مضرت آب آشاميدن بعد از حمام پيدا كردن خفقان است و ضعف و بيشتر اينها كه از آب در حمام آشاميدن پيدا مىشود .
دفع اين به بوى مشك و تناول دواء المسك شيرين و شراب صرف و معجون زرعونى بايد كرد و اگر گرممزاج باشد ، دواء المسك با شراب سيب يا ديگر شربتهاى سرد تناول كند .
هامش
( 1 ) . احتمالا منظور ، آمدن غذا از قعر معده به فم معده است .
( 2 ) . نام معجونى است . به لغتنامهء انتهاى كتاب مراجعه كنيد .