تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دفع المضار الكلية عن الأبدان الإنسانية ( دور ساختن هر گونه زيان از تن آدميان ) ( فارسى ) — صفحة 62

مساهمون:

ص٦٢

[ هرچه چيزها در معده بندد ]

و هرچه چيزها در معده بندد مانند پنير كه شير در معده مىبندد و سركه نيز گفته‌اند بعد از شير مىبندد و همچنين پنير و تخم‌مرغ و به و ماهى ، « 1 » به سبب بستن ، قولنج و دردهاى شكم پيدا كند . دفع آن به چيزهاى مقطع محلل مانند فنجنوش و شراب خبث بايد كرد و قى بايد فرمود به آب شبت ، اگر هنوز در معده باشد و اگر در روده باشد ، شهرياران و ملوكى و مانند اينها تناول بايد كرد .

[ ادخال طعام بر طعام ]

مضرت ادخال طعام بر طعام از سه وجه است : * يكى آنكه هنوز قوت هاضمه از هضم اول فارغ نشده باشد و استراحت نيافته ، به غذايى ديگر متوجه شود و چون استراحت نيافته ، عمل چنانچه بايد نتواند كرد . * دوم آنكه غذايى غير منهضم با منهضم آميخته شود و در جگر و رگ‌ها روان شود و موجب خامى خلط سده « 2 » شود . * سيوم آنكه طبيعت ، غذاى اول را درنگى بدهد در معده تا غذاى دوم غير منهضم را به او رساند و نتواند كه هضم هر دو مساوى شود . پس اول فاسد شود و دوم را نيز فاسد كند . [ در ] دفع مضرت او هيچ [ چيز ] به از قى نيست و اگر قى نتواند كرد اسهال به مثل معجون به نرم و شهرياران و ملوكى و تمر هندى و شير خشت به حسب هر مزاج بايد كرد . بعد از آن ، جلا دادن معده و شستن او به گوارش‌هاى مقوى مانند گوارش زرشك و گوارش آمله و گوارش مصطكى ليمويى و انوش‌دارو به حسب مزاج هركس و
هامش
( 1 ) . در نسخه در اينجا يك واو آمده است : به و ماهى و به سبب . . . ( 2 ) . به‌نظر مىرسد عبارت ، به صورت « و موجب خامى خلط و سده شود » صحيح‌تر باشد . ولى در نسخه خطى بين « خلط » و « خامى » واو وجود ندارد .
دفع المضار الكلية عن الأبدان الإنسانية ( دور ساختن هر گونه زيان از تن آدميان ) ( فارسى ) — صفحة 62 | أبو علي سينا / عليرضا عباسيان / مجهول