[ غذاهاى مزلق ]
مضرت غذاهاى مزلق يعنى زود رونده . گاهى كه پيش از دير گوارنده تناول كنند مثل آلو و زردآلو و خربزه و توت و انار و بعد از آن غذايى كه دير هضم شود تناول كنند ، اولى زود از معده برود و دومين نيز به مصاحبت به او برود و پيش از آنكه هضم شود و سده پيدا كند .
دفع اين به اسهال بايد كرد تا زود هر دو بروند و اگر ممكن باشد كه پيش از اين غذايى زبر بخورند يا بعد از آن نيكو باشد و بعد از آن چيزى كه سده بگشايد و آب پيش [ - پيشاب ] براند بايد آشاميد ، مثل شراب لطيف و سكنجبين بزورى و ماء العسل به حسب هر حال .
[ غذاهاى فشارنده مانند به و سيب ]
مضرت غذاهاى فشارنده مانند به و سيب آن است كه زود غذاى لطيف از معده مىراند و با غذاى كثيف دير مىماند . پس از وجهى مضرت او مثل مضرت مزلق باشد .
دفع مضرتش به چيزهاى نرم بايد كرد ، مانند تمر هندى و شير خشت و آش آلوچه و ماش ، اگر گرممزاج باشد ؛ و اگر سردمزاج باشد به مانند شهرياران و ملوكى و عسل و شكر بايد كرد . بعد از آن چيزهايى كه جلا دهد و بول راند مثل نخودآب با رازيانه و لوبيا و دارچينى بايد آشاميد و هر غذا كه دير در معده ماند دفع آن به ملينات بايد كرد ، چنانچه مذكور شد .
[ هرچه سبب عفونت شود ]
هرچه سبب عفونت شود مانند سير و پياز و كرنب .
دفع آن به ملطفات مقطعه يعنى چيزهايى كه حرارت نشاند و خلط پاره كند مثل سكنجبين يا به چيزهاى قابض مقوى مثل ربّ به و ربّ سيب و ربّ غوره بايد كرد .