تشريح المسائل
* حاصل مطلب در امر چهارم چيست ؟
پاسخ به يك سؤال مقدر است كه تقديرش چنين است : مناط در جريان استصحاب و موضوع آن چيست ؟ آيا مراد عدم العلم به بقاء و ارتفاع آن است و يا اينكه ظنّ به بقاء حالت سابقه است ؟
در صورت ظنّ ، آيا مناط ظنّ شخصى به بقاء است و يا اينكه نه ظنّ نوعى به بقاء ملاك است ؟
و لذا جناب شيخ مىفرمايد : هنگامى كه انسان در زمان سابق نسبت به وجود حكمى و يا موضوعى يقين پيدا مىكند ، نسبت به بقاء و استمرار و يا ارتفاع آن حكم در زمان لا حقّ ، به نه صورت قابل تصوّر است ، اعمّ از اينكه يقين مزبور وجدانى باشد يا تعبّدى ، يعنى اينكه خبر ثقه بر وجود آن حكم در زمان سابق دلالت كرده و اكنون مىخواهيم استصحابش كنيم :
1 - اينكه يقين ما به بقاء حكم در زمان لا حقّ مثل زمان اسبق وجدانى باشد .
2 - اينكه يقين ما به ارتفاع آن حكم سابق در زمان لا حقّ وجدانى باشد .
3 - اينكه يقين ما به بقاء آن حكم سابق در زمان لا حقّ تعبّدى باشد .
4 - اينكه ما يقين تعبّدى و يا ظنّ معتبر به ارتفاع آن امر موجود در سابق پيدا كنيم .
5 - اينكه ما در زمان لا حقّ نسبت به بقاء آن امر موجود در سابق ظنّ نوعى پيدا كنيم .
6 - اينكه ما در زمان لا حقّ نسبت به ارتفاع آن امر موجود در سابق ظنّ نوعى پيدا كنيم .
7 - اينكه در زمان لا حقّ ما نسبت به بقاء آن امر موجود در سابق ظنّ شخصى پيدا شود .
8 - اينكه در زمان لا حقّ نسبت به آن امر موجود در سابق براى ما ظنّ شخصى حاصل شود .
9 - اينكه نسبت به بقاء و ارتفاع آن امر موجود در سابق دو احتمال متساوى الطرفين يعنى صرف شكّ براى ما حاصل شود .
* آيا در همهء صور مذكوره استصحاب جارى مىشود ؟
خير ، در چهار صورت اوّل ، بالاجماع استصحاب جارى نمىشود ، چونكه با وجود دليل اجتهادى اعمّ از اينكه علمى باشد و يا ظنى ، نوبت به استصحاب نمىرسد .
* باتوجّه به مقدمه فوق مراد از ( انّ المناط فى اعتبار الاستصحاب . . . ) چيست ؟
اين است كه :
1 - اگر ما استصحاب را از باب اخبار حجّت بدانيم بايد بگوئيم كه در پنج صورت اخير استصحاب جارى مىشود .