در ن ( ص 111 ) و ق ( ص 135 ) ، به جاى « معلوما » ، « محمودا » آمده است .
123 / 17 ابى قره / سيّد عبد الكريم بن طاوس - رضى الله عنه - ، نويسندهء فرحة الغرى ، در بارهء اين مرد توضيحى قلمى فرموده كه نقل آن سزاوار است :
« . . . ابو قرة رجل من أصحاب زيد بن على و كان من الموالى ، و كنّا نعده من الأخيار » ( ن ، ص 114 و : ق ، ص 138 ) .
124 / 18 شخصى را ديدم با جاريه / چنين است در اعظم و مرعشى . قاعدتا مىتوان « جاريه اى » هم خواند ؛ زيرا چه بسا بنا بر رسم الخطَّ معهود قدما « جاريهء » نوشته شده بوده ، و كاتبان ، « ء » را فروانداختهاند .
124 / 19 روپاكى بر سر پوشيده / « روپاك » را علَّامهء مجلسى ( ره ) در ترجمهء « خمار » آورده است .
عبارت عربى اين است : « مخمرة بخمار » .
« روپاك » به معناى نقاب ، برقع ، مقنعه ، معجر ، چارقد و دستمالى است كه زنان بر سر اندازند ؛ چنان كه ميرزا معزّ فطرت گفته است :
چو گيرد از حيا بر رخ نقابى شمع رخسارم
كند پيراهن فانوس روپاك مقيّش را
( نگر : لغت نامه ، ذيل « روپاك » ) .
( توضيح : « مقيّش » يعنى داراى تارهاى زر و نقره ) .
124 / 21 به سوى شما / چنين است در اعظم . مرعشى : « به سوى شما آمدهام » .
124 / 24 و من از كنيزك پرسيدم / چنين است در مرعشى . اعظم « و » را ندارد .
126 / 1 از عبيد الله بن محمّد بن عايشه كه عبد الله بن حازم گفت / چنين است در مرعشى ؛ الَّا اين كه به جاى « حازم » ، « جابر » ضبط كرده است .
اعظم : « عبيد الله بن محمّد بن عايشه كه گفت » .