كردن بيشتر است ، و اين است معنى پوشاندن و محو كردن آن ، امّا اگر امتناع او براى ناتوانى يا ترس [ از مردم و آبرو ريزى ] و مانند اينها باشد ، چنين اجتنابى كفّاره صغائر نمىشود . همچنين كسى كه طبعا به شراب ميل ندارد و اگر مباح هم بود نمىآشاميد ، پرهيز وى كفّاره صغائرى كه از مقدّمات آن است مثل شنيدن ساز و آواز و مانند آن نمىشود .
امّا لفظ « كبيره » مبهم است و در لغت و همچنين در شرع و عرف براى مورد خاصّى وضع نشده است ، زيرا كبير و صغير از امور اضافى و نسبى است ، و هر گناهى نسبت به پائينتر از خود كبير و نسبت به بالاتر از خود صغير است . و علما در تعيين گناهان كبيره اختلاف كردهاند و اميدى به زايل شدن اين اختلاف نيست و در روايات نيز اين اختلاف ديده مىشود .
ظاهر آنست كه با توجه به جمع بين روايات مىتوان گفت كه : كبيره بودن گناه به اين است كه بر ارتكاب آن وعده آتش دوزخ داده شده يا از آن صريحا و به نصّ قرآن نهى شده باشد . و مقصود از وصف آن به كبيره اين است كه : عقوبت به آتش دوزخ سخت بزرگ است ، يا تخصيص آن به اينكه در قرآن ذكر شده باشد دلالت بر بزرگى آن دارد . و مىتوان گفت كه : شرع آن را معيّن نكرده و مبهم گذاشته است تا بندگان بترسند و از همه گناهان دورى و پرهيز كنند ، چنان كه شب قدر را مبهم نمود تا مردم كوشش در طلب آن را بزرگ شمارند و در شبهاى متعدّد بر عبادات مواظبت نمايند ، و چنان كه اسم اعظم را مبهم گذاشت تا بر همه اسماء اللَّه مواظبت كنند .
خلاصه آنكه : هر چه حكم خاصّى در دنيا به آن تعلَّق نگيرد رواست كه مبهم باشد ، و گناه كبيره از اين حيث كه كبيره است در دنيا حكمى به آن تعلَّق نمىگيرد ، زيرا موجبات حدود اسما معلوم و معيّن است ، و حكم كبيره فقط اين است كه اجتناب از آنها كفّاره گناهان كوچك است و نمازهاى پنجگانه كفّاره آنها نيست ، و اين امرى است كه به آخرت تعلَّق دارد ، و شايسته است كه مبهم گذاشته شود تا مردم از آنها در حال ترس و حذر باشند ، و به اعتماد نمازهاى پنجگانه و اجتناب از كبائر بر صغائر جرأت پيدا نكنند .
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 98
مساهمون: ملا محمد مهدي النراقي
ص٩٨