و همچنانكه ظلمت معاصى و شهوات به نفس مىرسد و آن را تاريك مىكند ، همينطور نور طاعات و ترك شهوات بالا مىرود و آن را منوّر مىسازد و تيرگى گناهان و شهوات را از ميان مىبرد ، و به همين مطلب اشاره دارد سخن پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم : « در پى هر بدى نيكوئى كن تا آن را نحو كند » . بنابر اين بنده در هيچ حالى از محو آثار بديها و گناهان از قلب خود به وسيله پرداختن به نيكيهائى كه آثار آنها ضدّ آثار آن سيّئات باشد بىنياز نيست ، به اين معنى كه نيكى و حسنه اى كه براى محو آن بدى و سيّئه انجام مىدهد با آن سيّئه مناسبت داشته باشد ، به دليل قول رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم : « اتّق اللَّه حيث كنت [ و اتبع السّيّئة الحسنة تمحها ] »
« هر جا هستى از خدا بترس ، و در پى گناه كار نيك انجام بده تا آن را محو كند » ، و به اين دليل كه بيمارى با ضدّش معالجه مىشود ، پس هر ظلمتى كه به قلب رسيده است محو نمىشود مگر با نورى كه از حسنه ضدّ آن برخاسته و به دل بر آمده باشد ، كه ضد به ضد دفع مىشود ، پس كفّاره شنيدن آلات لهو و لعب به شنيدن قرآن و حضور در مجالس ذكر است ، و كفّار نشستن در مسجد در حال جنابت به عبادت در آن است ، و كفّارهء مسّ مصحف بدون طهارت و وضو بزرگداشت و بوسيدن و بسيار خواندن آن است ، و كفّاره شرابخوارى تصدّق دادن از نوشيدنى حلالى است كه خود بيشتر دوست دارد . . . و غير اينها و البته اين - يعنى وجود مناسبت - شرط در محو نيست [ 1 ] . روايت است كه : « مردى به رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله عرض كرد : زنى را معالجه كردم و با هر چيزى روبرو شدم مگر سودن ( مسّ ) ، حكم خدا را درباره من بفرما ، فرمود : آيا با ما نماز مىگزارى ؟ گفت : آرى فرمود : انّ الحسنات يذهبن السيّئات »
( نيكيها بديها را از ميان مىبرد ) .
و سزاوار است كه وقت توبه نزديك زمان خطا باشد ، به طورى كه پشيمان شود و آثار آن را محو كند پيش از آنكه زنگار بر دل نشيند و انباشته گردد و ديگر محو پذير نباشد ، خدا تعالى مىفرمايد :
« انَّمَا التُوبَةُ عَلَى الله لِلَّذينَ يَعمَلُونَ السُّوءَ بِجَهالَةٍ ثُمَّ يَتُوبُونَ مِن قَريبٍ » 4 : 17 ( نساء ، 16 )
هامش
[ 1 ] يعنى دفع آن به عبادت ديگر نيز ممكن است .