تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجة لثمرة المهجة ( فانوس ) ( فارسي ) — صفحة 298

مساهمون:

ص٢٩٨
مقامى بوده‌اند به احترام پدران ، آنان را با تجليل بجاى پدر نشانده‌اند و شرايط حقشناسى و وفادارى را با درگذشتگان بجاى آورده‌اند اگر چه آن فرزندان در صفات چنان كه بايد كامل نبوده‌اند . پس چه شد كه با « محمد » ( ص ) چنين رفتار نشد ، اين معنى را ( مهيار ) رحمه الله چه زيبا گرفته است :
( ما برحت مظلمة دنياكم - حتى اضاء كوكب في هاشم بنيتم به و كنتم قبله - سرا يموت في طلوع كانم . و صار كل ملك مسالم - يقول هل من ملك مقادم )
( دنياى شما پيوسته تاريك بود تا اخترش از بنى هاشم درخشيدن گرفت و به بركت آن ، نام و نشان يافتيد حال آنكه پيش از آن در كمال خوارى و بيچاره گى مىزيستيد ، و با خوارى جان مىسپرديد . و اينك در نهايت سلامت مىگويند مقامى ارجمندتر كجاست ؟ ) پيش از آن كه پيكر پاك پيمبر بزرگوار را به خاك سپارند و بر رحلت او سوگوارى بر پاى دارند ويرا رها كردند و به كار دنيا پرداختند آيا پاداش آن بزرگوار ( ص ) چنين بود ؟ و بايد حقوق احسان و مهر او را مهمل مىگذاشتند و از ياد مىبردند ؟ و پايه والاى او را ناچيز مىشمردند ؟ و حق بازماندگان عزيزش را لگد مال مىكردند ؟ . اين كردار بخاطر هيچ كس خطور نمىكرد ، با اين كه سيد كائنات ( ص ) از سوى پروردگار جهان به آن آگاهى داده بود . صلوات الله عليه و على عترته الطيبين الطاهرين و الحمد الله رب العالمين . اينك آنچه براى رضاى خداوند جهان جل جلاله در نوشتن