پاكشان ساخته بود و از گودال دوزخ نجاتشان داده بود و بر شهرها و كشورها فرمانرواشان كرده بود و به نيكبختى دو دنياشان رسانده بود .
نيز محتمل است مقام مقدس نبوى نيرنگ و تقلب توطئه گران را بيان فرموده باشد اما صورت كار را در همان روز وفات خود و توطئه سقيفه را در همان روز نفرموده باشد يا چنين نفرموده باشد كه آغاز كار از انصار خواهد بود . يا شايد منظور حضرت اين بوده باشد كه بر خاطرم نمىگذشت كه مردم به جز او به ديگرى روى آورند يعنى وجوه عرب و اعيانشان چنان اهل تقيه و مدارا باشند و بزندگى مادى چنان شيفته ، كه در سقيفه با آن چنان مردم پست و رذل در آن كار ، شتابزده همآواز گردند و متابعت آنان كنند با وجود اين كه با پيمبر گرامى ( ص ) و با اسلام قرب عهد داشتند و حقوقى از پيمبر اكرم ( ص ) بر عهده شان بود كه انكار آن نزد خردمندان ناپسند است .
در تاريخ ديدهام كه وقتى هرمز پادشاه ايران درگذشت فرزندى نرينه نداشت تا جانشين او گردد اما همسر او بطفلى آبستن بود . ارباب حل و عقد موافقت كردند و تاج شاهى را بر شكم همسر او قرار دادند و به مراقبت و انتظار وضع حمل بودند تا دخترى از او به دنيا آمد و هم او را بر خود پادشاه كردند .
و گروهى ديگر را در تاريخ ديدهام كه پسر نداشتند و فقط داراى دخترى بودند و مردم از روى مهر و احسان ، آن دختر را به تخت شاهى نشاندند . نيز در تاريخ ديدهام كه دوستان بنى عباس با نوباوگان آنان كه كودكان نابالغ بودند از راه وفادارى با نياكان در گذشتهء آنان بيعت كردند ؛ همچنين در تاريخ خواندهام و در زمان خود ديدهام كه مردم با فرزندان مشايخ گذشته كه در رباط يا مسجد يا
كشف المحجة لثمرة المهجة ( فانوس ) ( فارسي ) — صفحة 297
مساهمون: اسد الله مبشرى
ص٢٩٧