تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجة لثمرة المهجة ( فانوس ) ( فارسي ) — صفحة 295

مساهمون:

ص٢٩٥
فرمايد و دشمنش را خاكسار گرداند ، گويد : اى خواننده كه از فرزندان منى يا از دوستان من ، و بهر حال از اين كتاب آگاهى يافته اى بدان كه اين مقال آخرين مطلبى است كه به مقتضاى استخاره ، كتاب « كشف المحجة لثمرة المهجه » را به آن پايان مىدهم و اى پسرم اى محمد كه خداى جل جلاله كردار ترا بنا به رضاى خود پايان دهاد و تا باقى است ترا در حفظ و حمايت خود حفظ فرماياد . روزى كه در حضرت سيد المرسلين و خاتم النبيين ، آنجا كه با پدرت امير المؤمنين ( ع ) و اسلاف طاهرت در يك جا فراهم خواهيم بود در باره اين كتاب . از تو پرسش خواهم كرد . پس در معانى آن بارها بنگر و برادران خود را و هر كس را كه اميدوارى آن را بپذيرد و از آن سود برد ياد آورى كن تا در آن بينديشد . بخش 158 نكته شگفتى آور كه به آن برخوردم اين بود كه پس از پايان دادن به اين كتاب ديدم مولاى ما على بن ابى طالب ( ع ) كه خداى جل جلاله او را بكمال درود خود مشرف فرمايد ، هنگامى كه نامه خود را به فرزند خود و خاصان و شيعيان خود با آن نصايح عالى نگاشت عمر شريفش همان بود كه پس از پايان دادن اين وصيتنامه مراست . زيرا آن بزرگوار ( ع ) وصيت خود را بمولاى ما حسن ( ع ) پس از بازگشت از ( صفين ) نوشت و نامه به خاصان را پس از واقعهء « نهروان » و كشتن « مارقين » املاء فرمود ، زان پس به « كوفه » رفت و
كشف المحجة لثمرة المهجة ( فانوس ) ( فارسي ) — صفحة 295 | اسد الله مبشرى / السيد ابن طاووس / مبشري