تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجة لثمرة المهجة ( فانوس ) ( فارسي ) — صفحة 283

مساهمون:

ص٢٨٣
بنده دنيا چه در آن هنگام و چه اينك . به من خبر دادند كه پسر « نابغه » ( 1 ) با معاويهء به اين شرط بيعت كرده است كه چيزى به او بدهد گرانبهاتر از سلطنتى كه در دست دارد . پست باد دست آن فروشنده كه دين خود به دنيا مىفروشد و خوار باد امانت اين خريدار كه با اموال مسلمانان به فاسقى نيرنگباز يارى مىكند . اين خريدار از يارى فاسق خيانت پيشه چه سهمى نصيب خواهد داشت ؟ او كسى است كه شرب خمر كرده و حدّ شرعى بر او جارى شده است و همه مردم فساد او را در دين مىشناسند . گروهى از آنان مسلمان نشدند تا سختىها كشيدند . سران اين قوم چنان كسانند . نيز كسانى كه زشتى كردارشان را براى شما بيان نكرده‌ام و به شمار بسى بيشترند و معروفتر ، و شما خود همه را به خوبى مىشناسيد كه پيوسته دشمن اسلام بوده‌اند و حزب شيطانند و با رسول گرامى اسلام ( ص ) ، در حرب . نه ايمانشان سابقه دارد نه نفاقشان بيسابقه است . و بدانيد كه اگر اين قوم بر شما دست يابند بشما گردنفرازى كنند و با جبروت و ستم بر شما فرمان رانند و روى زمين را لانه فساد سازند . و شما با اين صفات كه داريد هر يك كار را به عهده ديگرى مىگذاريد و به يك ديگر يارى نمىكنيد و در برابر دشمن سستى مىورزيد از آنان بهتريد و در راه هدايت سالكتر . زيرا فقيهان و
هامش
( 1 ) منظور ( عمرو عاص ) است .