تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجة لثمرة المهجة ( فانوس ) ( فارسي ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
دگرى خورم . آنگاه كه همّ خويشتن مرا از همّ دگران باز داشت و راى مرا بر اين استوار ساخت كه جز بفكر آن جهان نباشم و تكليف مرا روشن ساخت و بر آنم داشت كه كوشا دست بكارى زنم كه بيهودگى را بر آن راه نباشد و فكرت خويش صادقانه به كار برم ، ديدم كه تو پاره اى از من كه سراسر وجود منى ، آنسان كه اگر غمى بر دل تو فرود آيد گويى بر دل من نشسته و اگر مرگ ترا دريابد گويى مرا دريافته است ؛ پس ديدم كار تو همچون كار من خود در نظرم بزرگ است و كار تو كار منست ، از آن رو اين نامه به تو مىنويسم به اين اميد كه خواه من براى تو زنده مانم يا از اين جهان درگذرم به آن رفتار كنى . اى فرزند گرامى به تو اندرز مىدهم كه از خداى بترسى و ملازم فرمان او باشى و دل به ياد او آبادان كنى و رشته پيوند او نگاهدارى كه اگر چنين كنى ميان تو با خداى كدام رشته از آن استوارتر ؟ . دل به پند زنده دار و با دل نبستن به دنيا بميران و به باور نيرومند ساز و به چراغ خرد بيفروز و به ياد مرگ رام كن و به پذيرفتن فنا وادار و به رنجهاى دنيا بينا ساز و از صولت دهر بر حذر دار و از دگرگونيهاى گردش روزان و شبان بيم ده و داستان گذشتگان بر او فرو خوان و سرگذشت پيشينيانش ياد آر و بر ديار و آثارشان بگذر . پس بنگر كه چه كردند و از كجا بر شدند و بكجا فرود آمدند و در كجا جاى گزيدند . آنگاه بينى كه از دوستان جدا ماندند و بديار تنهايى فرود آمدند . آنسان كه تو نيز پس از اندك زمان يكى از آنان خواهى بود . پس سراى بپيراى و آخرت به دنيا مفروش و آنچه ندانى مگوى
كشف المحجة لثمرة المهجة ( فانوس ) ( فارسي ) — صفحة 244 | اسد الله مبشرى / السيد ابن طاووس / مبشري