روزه
بخش 146
هنگامى كه روزه دارى ، شب در خوابى و در حال روزه ، امّا خداى تعالى تدبير احوال ترا در دست دارد در دل تو شوق مىافكند و ذكر جميل در كردار فراهم مىآورد .
روزه داشتن كار آزادگان و نيكوكاران است كه به سبب آن و ساير كارها كه بارى تعالى به آنان آموخته است دلهاشان روشن است و از رازهاى خدايى تا آنجا كه مقرر است آگاه . پس اى فرزند نخست به روزه عقل و قلب آغاز كن و از هر چه ترا از ياد پروردگار باز دارد بپرهيز و از ارتكاب گناه و افطار كردن به آن خود را بپاى و بينديش كه اگر بخواهى بپادشاهى تقرب يا بى و او از تو بخواهد كه روزه بگيرى و در خدمت او مراقب خدمت و طاعت باشى بر آن خواهى بود كه از نافرمانى او و آنچه ترا ازو دور مىكند پرهيز كنى پس آيا در چنان حال خرسند نبودى كه آن پادشاه چنين تكليفى به تو كرده است ؟ و آيا آن تكليف را مايهء سرافرازى خود نمىدانستى ؟
پس پروردگار جهانها را در ضمير و خرد خود از بنده اى ناتوان كمتر مينگار كه بنده در اثر چنين سهل انگارى و سستى در طاعت و خدمت بىآبروى و رسوا گردد و گرفتار وادى هلاك شود .
وقتى ترا خرد و دل روزه داشت همه اعضاى خود را برانگيز تا از آنچه ترا از مولاى تو باز مىدارد امساك كنند و روزه بدارند چنان