الحاج « آغاز كردهام و ان شاء الله در آن كتاب براى خدا و از سوى خدا و بسوى خدا هر چه شايسته گفتن باشد خواهم گفت .
حج بايد بدان گونه باشد كه حج گذار خود را تنها احساس كند و چنين داند كه جز خداى تعالى هيچ كس به حال او آگاه نيست .
اگر چنين باشى خداى تعالى ترا در چشم مردم نيز گرامى خواهد داشت .
پس اگر نفس سركش ترا به كسى جز بمولاى تو مشغول سازد تو نيز در اين كار پر خطر پيرو او باشى بدان كه حج تو فاسد است يا ناقص و از درگاه الهى مسألت كن كه نيرويى به تو عنايت فرمايد كه به جلال و اقبال حضرتش مشغول گردى و از هر چه جز او روى بگردانى تا با خاكسارى تمام از او و به او و براى او روى داشته باشى و بر بساط عزتش راه يا بى و در برابر عظمت و هيبت او جل جلاله خاضع و خاشع باشى . اگر چنين باشد آنگاه حج بجاى آورده و بسوى او سفر كرده باشى و نيكبخت گردى .
اى فرزند مرا در پيشگاه حضرتش ياد كن كه به خدا سوگند در آستانش ترا بسى ياد كردهام . ترا به او جل جلاله سپردهام . من پدرى را نمىشناسم كه در درگاه الهى براى فرزند چون من زارى كرده باشد .
خواه پيش از آنكه متولد گردى و ترا ازو مىخواستم خواه پس از آن كه به تضرع و زارى از درگاهش تقاضا كردهام كه مهمات دنيا و آخرت ترا بر آورد و آنچه به آن نيازمندى به تو عطا فرمايد و چنان كند كه جز به او روى نكنى و او به تو توجه فرمايد .
كشف المحجة لثمرة المهجة ( فانوس ) ( فارسي ) — صفحة 220
مساهمون: اسد الله مبشرى
ص٢٢٠