شخص پس از زندگانى چيزى آزارنده تر از مال بيصدا نيست « . مىگويد گفتم پس چه بايد كرد ؟
فرمود : « مال را در كار بستان و خانه بايد صرف كرد » . اى فرزند بدان كه به خداى عز و جلّ سوگند كه من اين املاك مختصر را به اين نيّت خريدارى كردم كه من و اين املاك و بهاى آن همه ملك خداى جل جلاله محسوب مىشويم و مقتضاى عقل و نقل همچنين است كه بنده در قبال مولاى خود صاحب چيزى نيست و هر چه مولاى او به او واگذار كرده باشد ملك مجازى است و مالك حقيقى اوست كه آن املاك را آفريده و به او عطا كرده است . من دانستم كه اگر ملكى با اين نيت خريدارى كنم ، هر كس چيزى از آن را خرج و انفاق كند يا از آن مصرف نمايد در ديوان معاملهء او جل جلاله كارى به حساب مىآيد كه در زمان حيات و ممات من مورد رضاى اوست و نزد خداى جل جلاله براى روز مبادا و هنگام نياز ذخيره من است .
بخش 141
و اى فرزند ، اى محمد كه آرزومندم خداى تعالى بر آنچه نيازمندى آگاهت فرمايد و توجّهت را به آستان خود بيفزايد - بدان كه من عده اى را ديدهام كه چنين مىپنداشتند كه جدت « محمد ( ص ) » و پدرت « على ( ع ) » تهيدست بودهاند و دستشان از مال دنيا خالى بوده است . علت اين عقيده آنست كه شنيدهاند آن بزرگواران غذاى خود را به گرسنگان ايثار مىكردند و خود گرسنه بسر مىبردند و با نهايت زهد و پرهيزگارى مىزيستند اين مردم چنين
كشف المحجة لثمرة المهجة ( فانوس ) ( فارسي ) — صفحة 188
مساهمون: اسد الله مبشرى
ص١٨٨