تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجة لثمرة المهجة ( فانوس ) ( فارسي ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
رجال روايت آن ( عبيد الله بن محمد ابى محمد « است كه از پدرت على امير مؤمنان ( ع ) روايت كرده است كه فرمود : من با فاطمه عليها - السلام ازدواج كردم حالى كه جز بسترى نداشتم اما امروز اموالى دارم كه اگر بر همه بنى هاشم پخش كنم همه را بس خواهد بود . نيز در آن كتاب ديدم كه نوشته است آن بزرگوار اموال خود همه را كه درآمد آن چهل هزار دينار بود وقف كرد با اين حال شمشير خود را فروخت و هنگام فروش مىفرمود : « كيست كه شمشير مرا خريدارى كند . اگر به شام شب نيازم نبود آن را نمىفروختم » . نيز از آن كتاب است كه : روزى على امير مؤمنان فرمود چه كسى فلان شمشير را خريدارى مىكند ؟ اگر بهاى ازارى داشتم آن را نمىفروختم . و آن كتاب نقل مىكند كه در آن حال منافع املاك او كه آن را به صدقه مىداد مبلغ چهل هزار دينار بود . و اى فرزند اى محمد ، بخدايى كه اينك كه اين كتاب را مىنويسم حاضر است و فرشتگان او گواهند ، آن املاك و املاك ديگر در تصرف پدرت « على بن موسى » بود با اين همه در بيشتر اوقات حتى يك درهم نداشت زيرا منافع املاك او و ديگر منافع را به مصرف عيالات خود مىرسانيد سپس به مصرف صدقات و ايثار مىرساند و صرف صله مىكرد و به هديه مىبخشيد بعضى بر آن بودند كه او عليه السلام از زرهاى ذخيره انفاق مىكند . اما هيهات و هيهات كه در باره پدرت بخطا مىانديشيده‌اند و گمراه بودند و مىبينم بسيارى از مردم حتى راجع به آنكه داراى عظيمترين مقام و والاترين كمال و كاملترين جلال است گمراه شده‌اند . يعنى نسبت خداى تعالى پروردگار جهانها و پيمبران .
كشف المحجة لثمرة المهجة ( فانوس ) ( فارسي ) — صفحة 190 | اسد الله مبشرى / السيد ابن طاووس / مبشري