تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجة لثمرة المهجة ( فانوس ) ( فارسي ) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
كسانى را در دنيا و دين به آن مىرساند . بدان مطالبى كه در كتابهاى تاريخ يا كتابهاى آداب يا آثار حكمت و خطبه مىخوانى و به آن آگاه مىشوى و چيزهايى كه در آن آثار مىبينى كه به « ابو بكر » و « عمر » و دشمنان پدرت على ( ع ) نسبت داده‌اند ، همه ساختگى و مجعول است و سخنان گويا و معانى بلند و دلكش از الفاظ و سخنان آن نيرنگبازان نيست و بيشتر آن كلمات و سخنان را در زمان « معاويه » و پسرش « يزيد » و در روزگار بنى اميه به آنها نسبت داده و چسبانده‌اند و بيشتر آنها از آثار صحابه اى است كه اهل قلم و خطابه بوده‌اند و عادت به نوشتن و سخنرانى داشته‌اند و معمولا نويسنده و فصيح بوده‌اند و ما هرگز در دوران جاهلى مقام و مقالى از ابو بكر و عمر و عثمان نشنيده‌ايم تا بتوان به آنان نسبت فصاحت داد و هيچ گاه در زمره چنان مردمى به شمار نيامده‌اند و در اين گونه امور مورد نظر و اعتماد نبوده‌اند با اين همه ، سخنانى در ايام خلافت از آنان نقل شده است . مىدانى كه عادت بر اين جارى است كه مردمى از فصاحت و سخندانى بىنصيب ، هنگام رياست و ولايت خود عده اى را استخدام مىكنند تا مكاتبه‌ها و جوابهاى مراجعه كنندگان را انشاء كنند و مىبينيم كه مماليك هنگامى كه به امارت رسيدند ، و ترك و تاجيك به هنگام رياست و فرماندارى ، همچنين پادشاهان ، مطلبى را كه دبيرانشان مىنوشتند حتى نمىفهميدند چيست با اين همه مىبينم در روزگار فرمانروايى مكاتبات و پاسخهاى بسيار حكيمانه و هنرمندانه به آنها نسبت داده‌اند . معلوم است كه نايبان و اصحابشان در انشاى خود به آنها اعتنايى نداشته‌اند و كسب نظرى از آنها نمىكرده‌اند اما آنچه مربوط به خطبه‌ها و سخنان حكمت آميز مشاهده مىكنيم از