تلخيص المطالب
* حاصل بحث در مطلب سوّم در يك گفتمان ساده و خلاصه چيست ؟
اين بود كه محل بحث در اينجا دوران بين المحذورين است و لكن بدين معنا كه در اينجا دو عمل وجود دارد و نه يك عمل و ما هم اجمالا مىدانيم كه يا اين عمل واجب است و آن يكى عمل حرام و يا بالعكس آن عمل واجب است و اين يكى حرام .
فى المثل : شما نذر كردهاى كه يكى از دو گوسفندى را كه داراى ذبح و ديگرى را ذبح نكنى .
مدّتى گذشته و شما نمىدانى كداميك از اين دو گوسفند را بايد ذبح كنى و ذبح كداميك را ترك نمائى .
اين شك ، شكّ در مكلّف به است و دوران بين المحذورين .
* آيا نمىشود در اينجا هم يك عمل باشد و دوران بين المحذورين ؟ به عبارت ديگر نمىشود يك عمل باشد و امر دائر شود بين اين كه فعلش واجب است و تركش حرام و يا تركش واجب باشد و فعلش حرام ؟
خير ، زيرا اين فرض برگشت دارد به همان شك در تكليف و دوران بينالمحذورينى كه مربوط به شك در تكليف است و حالآنكه بحث ما در دوران بين المحذورين شكّ در مكلّف به است .
* تكليف و وظيفهء مكلف در اينجا چيست ؟
التخيير ، يعنى هريك از اين دو گوسفند را كه مىخواهد اختيار كرده ذبح كند و ذبح ديگرى را ترك نمايد .
و لذا جناب انصارى تفاوتى ميان مسئله اول و ثانى و ثالث در اينجا قرار نداند .
چرا ؟ زيرا : وقتى شما يكى را به اختيار گرفته و ذبح نموديد و ذبح ديگرى را ترك گفتيد ، با اين عملتان با وجوب و حرمت موافقت عمليّه نمودهايد .
يعنى : هم با احتمال وجوب موافقت احتماليّه كردهايد ، هم با احتمال حرمت .
امّا : اگر هر دو را ذبح كنيد ، مستلزم موافقت قطعيه در واجب و مخالفت قطعيّه با حرام است .
تنظير مسئله همان روغن روى روغن و برنج بىروغنى است كه در لسان برخى اساتيد مىآيد .